تقاضا - تغییر تقاضا و تغییر در مقدار تقاضا

http://fa.wikipedia.org/wiki

"تقاضا

تقاضا یعنی میل و خواست و توانایی یک فرد برای دریافت کالا یا خدمتی.منحنی تقاضا مکان هندسی مجموعه نقاطی است که یک فرد برای بدست آوردن کالا یا خدماتی حاضر به پرداخت چه میزان پول است.و یک تولید کننده به ازای هر قیمتی مایل به چقدر تولید است.
شیب منحنی تقاضا منفی است، یعنی اینکه هر چقدر قیمت افزایش یابد مقدار تقاضا کاهش می‌یابد.عوامل زیادی بجز قیمت بر روی تقاضای افراد موثر است که از آنجمله می‌توان به قیمت کالاهای جانشین و مکمل، سلیقه مصرف کنندگان، انتظارات از آینده و میزان درآمد مصرف کنندگان اشاره نمود.
قانون تقاضا به این معنی است که با افزایش قیمت، مقدار تقاضا کاهش یافته و در مقابل با کاهش قیمت، مقدار تقاضا افزایش می‌یابد.به رابطه منفی قیمت و تقاضا قانون تقاضا می‌گویند.

انتقال منحنی تقاضا

در تعریف منحنی تقاضای یک کالا، به جز قیمت سایر عوامل موثر بر قیمت ثابت در نظر گرفته شده‌اند.این عوامل شامل :تعداد مصرف‌کنندگان در بازار، سلیقه آنان، درآمد آنان و قیمت کالاهای جانشین و مکمل آنها.در صورتی که یکی از این عوامل تغییر کند منحنی تقاضا جابجا می‌شود.مثلا اگر سلیقه مصرف‌کنندگان در استفاده بیشتر از این کالا برانگیخته شود و یا اگر درآمد پولی آنان افزایش یابد یا اگر قیمت کالاهای مکمل کاهش و کالاهای جانشین افزایش یابد، منحنی به سمت راست و بالا جابجا می‌شود و بلعکس.در این صورت قیمت و مقدار تعادلی آن کالا نیز افزایش می‌یابد.

منبع"

مریدی، سیاوش؛ نوذری، علیرضا؛ فرهنگ اقتصادی، تهران، نگاه، ۱۳۷۳

http://fa.wikipedia.org/wiki

2


تغییر در تقاضا و تغییر در مقدار تقاضا

حرکت بر روی منحنی تقاضا به واسطه تغییر قیمت،  تغییر در مقدار تقاضا نامیده می شود.( با ثابت ماندن سایر شرایط و فقط افزایش یا کاهش قیمت)

هنگامی که سایر عوامل موثر در تقاضا(  سلیقه مصرف کنندگان، قیمت سایر کالا ها، درآمد و ...) تغییر کند منحنی تقاضا جابجا می شود که تغییر تقاضا می گویند.


خدمت سربازی

  خدا را شکر دوره خدمتمان را هم در ناجا پشت سر گذاشتیم و روز هایی که گذشت به خاطره بدل می شود. دو ماه در مرکز آموزش شهید بیگلری مشکین شهر و بعد هم خدمت در راهور بیرجند و خوسف

به همه دوستان و پرسنل راهور بیرجند خدا قوت میگم و براشون آرزوی موفقیت می کنم...... و همچنین دوستان دوران آموزشی.(پخ تیر۸۹)

-مانند تمام اداره ها و سازمان های دیگر که هر کدام برای انجام وظیفه ای ایجاد شده اند نیروی انتظامی هم سازمانی برای تامین امنیت است و واقعا هم وجود آن برای جامعه لازمه. گرچه ممکنه نیاز به اون خیلی ملموس نباشه. به هر حال کسی که جرم مرتکب می شود و یا تخلف می کنه باید هزینه ای بابت اینکه قانون رو رعایت نکرده و حق دیگران را زیر پا گذاشته متحمل بشه.حدیثی در این مورد داریم از حضرت محمد(ص) مبنی بر اینکه سلامتی و امنیت دو  نعمت است که ناشناخته می ماند. ۱  

چند یشنهاد برای مسئولان اینکه چه خوب است که در دوره آموزشی تلفیقی از رژه و حرکات و ورزش های رزمی به جای رژه (که قسمت زیادی از دو ماه آموزشی را به خود اختصاص می دهد) در دستور کار قرار بگیره. و در راهور هم همه سربازان دوره کد بروند و تا حدودی آموزش های تخصصی ببیند.

معرفی کتاب: "نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه"

کتاب "نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه"

فهرست کتاب ها: پیوند به مطلب "بهترین کتاب هایی که خوانده ام"

اين مجموعه برگرفته از سخنراني ها، مقالات، کتاب ها و جلسات پرسش و پاسخ استاد فرزانه آيت الله محمد تقي مصباح يزدي است که آقاي محمد مهدي نادري آن ها را تنظيم و تحقيق نموده و به رشته تحرير درآورده است.

این کتاب را به طور اتفاقی در یک نمایشگاه کتاب دیدم و بر خلاف انتظارم از آن بسیار سود بردم. فقط کافیست به فهرست مطالب کتاب نگاهی بیندازید تا پی ببرید که کتاب به صورت دقیق به جنبه های مختلف ولایت فقیه پرداخته است و با وجود حجم کم مطالب آنرا در قالب یک نظریه علمی و قابل اجرا مطرح ساخته است.در ادامه فهرست مطالب آمده است.

پيشگفتار 

"به حق مي توان "نظريه ولايت فقيه را محوري ترين و مهم ترين پايه و اساس نظام سياسي اسلام در عصر غيبت امام زمان(ع)دانست. نظريه اي که در آخرين سال هاي قرن بيستم عملا کارايي و صلاحيت دين را در اداره امور جامعه بر همگان آشکار ساخت و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني با تکيه بر اين انديشه توانستند علي رغم ميل همه قدرت هاي استعمارگر دنيا، نظام حکومت اسلامي را ايجاد کرده و به خوبي آن را اداره کند.

... اين انقلاب هم مصونيت قطعي نخواهد داشت...انحراف ابتدا در زمينه شناخت هاي مردم پديد مي آيد. يعني آن جاييکه مردم از شناخت صحيح نسبت به مباني و اصول اسلامي غفلت مي کنند و آگاهي آن ها کم مي شود."  بنابراین به اهمیت تحقیق در این زمینه پی می بریم.


فصل اول-ولايت فقيه ضرورت بحث و پيش فرض ها
اهميت و ضرورت بحث ولايت فقيه
جايگاه علمي بحث ولايت فقيه
پيش فرض هاي نظريه ولايت فقيه
1- ضرورت حکومت
2- عدم مشروعيت ذاتي يک فرد يا گروه خاص براي حگومت
3- خدا، منبع ذاتي مشروعيت
4- عدم جدايي دين از سياست

فصل دوم- رابطه دين با سياست
سکولاريزم
ظهور سکولاريزم
سکولاريزم از نکاه برون ديني
ارزيابي رابطه دين با سياست
اقلي يا اکثري بودن دين

فصل سوم- جايگاه مردم در نظزيه ولايت فقيه
تبيين اصل بحث
معناي مشروعيت
مقبوليت
رابطه مشروعيت با مقبوليت
نقش مردم در حکومت اسلامي
مبناي مشروعيت حکومت بعد از پيامبر بر اساس نظر اهل سنت
نظريه شيعه در مورد مبناي مشروعيت حاکمان و حکومت ها بعد ار پيامبر
الف- دوران حضور امام معصوم
- دو شرط لازم براي انجام اين تحقيق
-تحقيق نظر صحيح در مورد نقش مردم در حکومت در زمان غيبت
-بررسي و نقد دو نظر ديگر

فصل چهارم- اثبات ولايت فقيه
ولايت تکويني و ولايت تشريعي
ولايت فقيه، تقليدي يا تحقيقي
ادله اثبات ولايت فقيه
الف-ادله عقلي
-دليل عقلي اول
-دليل عقلي دوم
ب-ادله نقلي
-دليل نقلي اول
-دليل نقلي دوم

فصل پنجم- مفهوم ولايت مطلقه فقيه
مفهوم ولايت مطلقه فقيه
ولايت فقيه و قانون اسلسي
مرجعيت و ولايت فقيه
ولايت فقيه يا افقه

فصل ششم- خبرگان و ولايت فقيه
جرا خبرگان؟
اشکال دور
خبرگان و انواع تخصص ها
پارادوکس عزل


معرفی کتاب: "روی ماه خداوند را ببوس"،  "موج سوم"،  "کیمیاگر"،  "مزرعه حیوانات"

فهرست کامل کتاب ها: بهترین کتاب هایی که خوانده ام

1نام کتاب : روی ماه خداوند را ببوس،  نویسنده : مصطفی مستور،  موضوع : رُمان،  ناشر : نشر مرکز

روی ماه خداوند را ببوس” در حقیقت داستان شک به چیستی وجود انسان و خداست ، داستان زندگی مردی که در مورد خودش و خدایی که تا چندی قبل میشناخته دچار شک وتردید می شه .

شخصیت اصلی داستان یونس دانشجوی دکترای پژوهشگری اجتماعی است که باری تز دکترا در حال تحقیقی و جستجوی دلیل جامعه شناختی خودکشی دکترجوانی به اسم پارسا است. پارسا دکترای فیزیک داشته و سالها بر روی مفاهیم ریاضی انسانی تحقیق و مطالعه داشته و هیچ مشکل عمده ای که دلیلی برای خودکشی باشه هم نداشته . یونس یک نو روشنفکره اونطور که از داستان معلومه اون ریشه مذهبی داشته ولی در طول زمان به جایگاه بینابینی رسیده که نه می تونه خودش رو راضی به زندگی معمولی بکنه و نه می تونه مثل علیرضا درآرامش باشه. و کسی مثل راننده تاکسی براش غریبه

کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش یک سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دستفروش. دوره گرد. پزشک...دائم با خودش درگیره و خودشو مورد سوال قرار می ده که چرا اصلا باید باشه ؟

داستان در انتها با انبوهی سوال در ذهن خواننده به پایان می رسه و هرگز انتهای مشخصی رو به خواننده نمیده" ا

http://ketabamoon.blogsky.com/1389/03/15/post-176/.منبع: ا

=======================================


2   نام کتاب : موج سوم ****،  نویسنده : آلوین تافلر ،    موضوع :        ،  ناشر :

 "موج سوم" عنوان کتابی است که آلوین تافلر آنرا نوشته و گرچه از انتشار این کتاب سال ها می گذرد ولی هنوز هم مطالب آن بسیار مفید به نظر می رسد. من خودم این کتاب را سال گذشته خواندم و خیلی از مطالبش برایم مفید بود. وقتی کتاب را میخواندم به نظرم حرف نوی بود و برایم تازگی داشت ولی اصلا"فکر نمی کردم که این کتاب را نویسنده اش ۲۰ یا ۳۰ سال پیش در جامعه آمریکا نوشته است.

"موج سوم" در قلب خود به طریقی تئوری های نوین علم مدیریت در آن زمان را نیز مطرح می کند. آلوین تافلر در کتابش دوران زندگی بشر را به سه دوران تمدنی تقسیم می کند: موج اول. دوره کشاورزی     موج دوم. تمدن دوران صنعتی      و سراجام موج سوم: عصر اطلاعات

هر کدام از این دوران ها و ویژگی هایشان و تمدن زاده شده از آن دوران تشریح می شود . و بحث اصلی کتاب که ظهور جامعه اطلاعاتی است با ویژگی های خاص خودش و پس از آن بررسی و پیش بینی آینده عصر اطلاعات.

کتاب تقریبا ۵۰۰ صفحه است و البته که ارزش خواندن دارد....

اطلاعات بیشتر:ازسایت http://www.ictfarajoo.com/Default.aspx?TabId=54&atId=21

و http://urbansociology.blogfa.com/post-11.aspx

و http://www.papyrus.ir/Articles/285/خلاصه و نقد کتاب موج سوم.aspx

منبع: http://www.goriz.blogfa.com/post-24.aspx

======================================


3  نام کتاب : کیمیاگر،  نویسنده : پائولو کوئیلو،  مترجم:      موضوع : رُمان،  ناشر :

  "رمان کیمیاگر، اثر پائولو کوئلیو نويسنده‌ مشهور برزيلی، از رمان‌هاي بسيار پرفروش دهه‌ي پاياني قرن بيستم جهان است. اين کتاب در بيش از 150 كشور منتشر شده و به بيش از 52 زبان ترجمه شده است. اين رمان درباره ی چوپانی اسپانيايي به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اندلس ترك می کند و به شمال افریقا می رود تا گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر پيدا كند. در این راه، با زنی کولی، مردی كه خودش را پادشاه می داند، و یک کیمیاگر آشنا می شود و عاشق فاطمه، دختر صحرا مي‌شود. همه ی این افراد، سانتیاگو را در مسیر جست و جویش هدایت می کنند. هیچ کس نمی داند این گنج چیست و آیا سانتیاگو می تواند بر موانع راهش در صحرا غلبه کند؟ اما چیزی که در آغاز ماجراجویی کودکانی به نظر می رسید، سرانجام به جست و جوی گنجی مبدل می شود که فقط در درون می توان آن را یافت."

منبع: http://ketabnak.com/comment.php?dlid=940

===================================


 4  نام کتاب : مزرعه حیوانات ،  نویسنده : جورج اورول،     موضوع : رُمان  پادآرمان‌شهری ،  ناشر :

 " این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید.

این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که انسان‌ها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیرون می‌کنند و خود ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند، ولی پس از مدتی این حکومت جدید به حکومتی خودکامه مشابه به قبلی تبدیل می‌شود.این رمان نمایهٔ برضد استبداد است. مزرعه حیوانات داستان انقلاب حیوانات علیه مالکین خوداست پس ازپیروزی قوانینی تهیه می‌گردد"    منبع:  http://fa.wikipedia.org/wiki/مزرعه_حیوانات ا  ولی به مرور زمان تعدادی از حیوانات مزرعه این قوانین را تغییر داده و همه آرمان ها به علت جهل اکثر ساکنان مزرعه دگرگون می شود...

سخنی از نهج البلاغه

کلمات قصار106  وَ قَالَ ع لاَ يَتْرُكُ اَلنَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لاِسْتِصْلاَحِ دُنْيَاهُمْ إِلاَّ فَتَحَ اَللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ

و فرمود ( ع ) : مردم ، هيچيك ، از امور دينى را براى بهبود امور دنيوى ترك نكنند جز آنكه ، خداوند برايشان وضعى پيش آورد كه زيانش بيش از سودش باشد .

منبع:http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm



عید سعید فطر مبارک باد

09_fetr-card 1

خدایا از تو درخواست مى‏كنم به حق اين روز كه براى مسلمانان عيد قرار دادى و براى محمد صلى الله عليه و آله ذخيره و فزونى در شرف، كه بر محمد و خاندان محمد درود فرستى و مرا در هر خيرى كه محمد و خاندان محمد را وارد نمودى، وارد كنى و از هر شرى كه محمد و خاندان محمد «درود خدا بر او و خاندانش» را بيرون آوردى، مرا بيرون آورى، خدايا از تو درخواست مى‏كنم، بهترين چيزى كه بندگان شايسته‏ات درخواست كردند و به تو پناه مى‏آورم از آنچه بندگان شايسته‏ات، به تو پناه بردند. 2 اعمال و دعاهای عید فطر

معرفی کتاب: از حال بد به حال خوب

فهرست سایر کتاب ها را از مطلب قبلی با عنوان بهترین کتاب هایی که خوانده ام(پایین صفحه) ببینید.

موضوع: روانشناسی -شناخت درمانی-"کتاب از حال بد به حال خوب نوشته دکتر دیوید برنز، ترجمه مهدی قره چه داغی

"نویسنده معتقد است ریشه بسیاری از مشکلات افراد را باید در عدم شناخت کامل آنان از خود دانست.

شناخت درمانی مبتنی بر نظریه ساده ای است که می گوید به جای حوادث بیرونی افکار و طرز تلقی های شماست که روحیه ی شما را شکل می دهد.

یکی از اصول مهم شناخت درمانی قضیه ای به ظاهر مهمل است و آن اینکه نقطه ضعفهای شما می تواند نقاط قوت شما گردد.نواقص شما می تواند ، اگر آنها را بپذیرید و بر آنها گردن نهید ، تبدیل به بزرگترین سرمایه های شما شود. با تمریناتی که در هر فصل ارائه شده شاید دستیابی به اهداف یاد شده غیر ممکن نباشد.

کتاب شش بخش و ۲۷ فصل دارد ؛ شناخت روحیه ، احساس خوب ،احساس اطمینان ، چگونه با ارتباط بهتر روابط بهتر ایجاد کنیم و.... از مطالبی قابل خواندن در این کتاب است.

در پایان به نسخه ای که نویسنده برای رفع تنبلی ارائه کرده است اشاره می شود :

۱- کاری که از انجامش طفره می روید را مشخص کنید.

۲-سود و زیان طفره رفتن از آن کار را تحلیل کنید.

۳-مزایا و معایب انجام ندادن آن کار را با هم مقایسه کنید و به آن امتیاز دهید.

۴- فواید و زیانهای امروز شروع کردن آن کار را فهرست کنید.

بعد از اینکه مطمئن شدید بهتر است تنبلی را کنار گذاشته و از همین امروز شروع کنید نوبت به برنامه ریزی میرسد.

پس از برنامه ریزی کاری که از انجامش طفره می روید نوبت به ساده کردن آن کار است یعنی تقسیم کار به بخشهای کوچکتر و تقسیم بندی زمانی.

در حین انجام کار مثبت فکر کنید و هر گاه طبق بر نامه ریزی پیش رفتید به خود جایزه دهید."1

http://hoseinvelayati.blogfa.com/post-16.aspx

++ اگر افسرده هستید و فکر میکنید همیشه همین طور خواهید بود. واگر از این وضع خسته شده اید پیشنهاد میکنم یک بار این کتاب را بخوانید. ضرر نمی کنید.

البته حجم این کتاب زیاد است. ولی خودم وقتی تعدادی از فصل های آنرا خواندم به ویژگی های  جالبی پی بردم که تا حالا به آن ها فکر نکرده بودم.

در کتاب از حال بد به حال خوب از روش شناخت درمانی استفاده شده است.

حرف اصلی کتاب این است که دلیل بیشتر افسردگی ها و رنج و ناراحتی ها "افکار غیر منطقی" و غیر واقعی هستند. 

"دکتر دیوید برنز فارغ التحصیل دانشکده ی پزشکی دانشگاه استانفورد است که دوران رزیدنتی روانپزشکی خود را در دانشگاه پنسیلوانیا پشت سر گذاشت و در حال حاضر در مقام استادیاری بخش روانپزشکی همین دانشگاه فعالیت می کند. دکتر برنز یکی از پایه گذاران روش شناخت درمانی است که اثربخشی سریع آن در درمان افسردگی، اضطراب، روابط انسانی و به طور کلی مشکلات روانی، زبانزد خاص و عام است. دکتر برنز همچنین مبتکر روش درمان از طریق نوسازی حالات انسان است. از جمله جوایز متعددی که به دکتر برنز تعلق گرفته می توان به جایزه ی ای - ئی بنت اشاره کرد که یکی از جوایز ارزشمند در زمینه ی پژوهش درباره ی پریشانی های روان به حساب می آید. دکتر برنز در عین حال مدیر «بنیاد پژوهشهای علمی رفتاری» و قائم مقام روانپزشکی در مرکز پزشکی فیلادلفیا است.

فهرست مطالب

پیش گفتار
مقدمه
بخش اول: شناخت روحیه
بخش دوم: احساس خوب
بخش سوم: احساس اطمینان
بخش چهارم: چگونه با ارتباط بهتر روابط بهتر ایجاد کنیم
بخش پنجم: دارودرمانی
بخش ششم: ویژه ی درمانگرها و بیماران کنجکاو" 2

http://www.bekhan.com/main/index.php?page=30&bi=1105100


معرفی کتاب...بهترین کتاب هایی که خوانده ام.

"بعضی کتابها هستند که هیچوقت رنگ کهنگی به خودشون نمی گیرند حتی اگه چند سال از تاریخ انتشارش گذشته باشه." 1

در مطالب آینده که در وبلاگم قرار می دهم قصد دارم به معرفی تعدادی از کتاب های مفیدی که خوانده ام بپردازم. در زمینه های متنوعی از موضوعات سیاسی اجتماعی مثل "ما چگونه ما شدیم"، داستانی مثل  "نازک"،  روانشناسی و موفقیت مثل "چه کسی پنیر مرا برداشت"، از حال بد به حال خوب" و... خاطرات و گزارش مثل "حماسه یاسین"،  داستان سیستان" و کتاب هاب ارزشمند دیگری مثل "سرگذشت فلسطین"، "موج سوم" و...که تعدادی از این کتاب ها را استادان گرامی معرفی کرده اند. در این میان کتاب هایی مانند" چه کسی پنیر مرا برداشت" بسیار ساده و تاثیرگذار و کتابی مثل "حماسه یاسین" که شاهکاری است در زمینه روزهای جنگ، "سرگذشت فلسطین" که با خواندنش از زبان یک فرد اندیشمند فلسطینی آنچه بر سر فلسطین آمده را بهتر متوجه می شویم و...

 

 و کتاب های ارزشمند دیگری که انشاالله به مرور زمان در همینجا به طور مختصر و باکمک نوشته های دیگران معرفی خواهم کرد. شما هم که لطف کردید و به وبلاگ من سرزدید خوشحال خواهم شد اگر 1-نظرتان را درمورد هرکدام از کتاب ها و مطالب من بگویید و 2-کتاب های مفیدی که خوانده اید را معرفی کنید(موضوع کتاب، عنوان و دلایلی که آنرا برگزیده اید)از فهرست زیر شماره 1 را دکتر دكتر عليرضا سجادي-روانپزشک و شماره های 4، 5، 8، 14 را دکتر حبیب الله سالارزهی- استاد درس اصول سازمان مدیریت معرفی کرده اند که از ایشان تشکر می کنم.

برای دریافت اطلاعات کتابشناسی هر مورد مثل ناشر، تاریخ نشر، موضوع و... در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نام کتاب را در قسمت جستجو وارد کنید.

فهرست کتاب ها و نویسنده ها

1. از حال بد به حال خوب-    دیوید برنز

2.استخوان خوک و دست های جدامی -   مصطفی مستور

3.روی ماه خداوند را ببوس – مصطفی مستور

4. موج سوم – آلوین تافلر

5. عصر اطلاعات -3 جلد مانوئل کاستلز

6. کیمیاگر – پائولو کوئیلو

7. مزرعه حیوانات –  جورج اورول 

 8. ما چگونه ما شدیم – صادق ریبا کلام

9. مسئله حجاب – مرتضی مطهری

10. داستان سیستان – رضا امیر خانی

11. نشت نشا – رضا امیر خانی

12. نازک - م‍ول‍ف‌ س‍ی‍د ظه‍ور ش‍اه‌ ه‍اش‍م‍ی‌؛ م‍ت‍رج‍م‌ ع‍ب‍دال‍واح‍د ب‍ره‍ان‍ی‌

13. نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه – محمد تقی مصباح یزدی

14. سنگفرش هر خیابان از طلاست – کیم وو چونگ

15. شازده کوچولو – آنتوان دی سنت اگزوپری

16. چه کسی پنیر مرا جابجا کرد، روشی شگفت انگیز برای کنار آمدن با تغییرات در کار و زندگی  -  اسپنسر جانسون

17. آموزش فقه – محمدحسین فلاح زاده

18. سفر قریب – مجتبی رحماندوست

19. ن‍س‍ی‍م‌ ت‍ق‍دی‍ر - خ‍اطره‌ م‍ح‍م‍دج‍واد س‍الاری‍ان‌/ گ‍ردآوری‌ و ت‍ال‍ی‍ف‌ س‍ع‍ی‍د ع‍اک‍ف‌

20. حماسه یاسین – سید محمد انجوی نژاد

21. پاییز 59 – زهره ستوده

22. مطالعه در زمینه های علوم اجتماعی  روانشناسی، جامعه شناسی و ...  هم کتاب هایی مثل روانشناسی عمومی-اکبر گنجی و 23. مبانی جامعه شناسی، بروس کوئن

24. سرگذشت فلسطین – اکرم زعیتر

25. روش برداشت از قرآن - ص‍ف‍ائ‍ی‌ ح‍ائ‍ری‌، ع‍ل‍ی‌

26. دیدگاه های شهید بهشتی - اردشیری‌لاجیمی، حسن

27. چشمه روشن – غلامحسین یوسفی 28.از پاریز تا پاریس  ابراهیم باستانی پاریزی  

 کتاب

حال در ابتدا بدون در نظر گرفتن هیچ ترتیب خاصی دو تا از کتاب ها 

1- استخوان خوک و دست های جدامی -   مصطفی مستور

بعضی کتابها هستند که هیچوقت رنگ کهنگی به خودشون نمی گیرند حتی اگه چند سال از تاریخ انتشارش گذشته باشه. یکی از کتابهایی که خاطره خوندنش برام قشنگ بود ، شیوه روایتش پر از هیجان بود و تا صفحه آخرش یه بند منو دنبال خودش کشوند. در این کتاب به تدریج با داستان زندگی  7 واحد از اعضای یک برج مسکونی بزرگ به نام خاوران آشنا می شویم.  دربخش اول کتاب برش هایی از هر داستان با فاصله هایی...   http://bookclub.blogfa.com/post-135.aspx


مستور تنها با كنار هم گذاشتن هنرمندانه ي روزمرگي هايي كه "بازي دست ها"ي عروسك گردان مي سازد شگردش را آشكار كرده ... اما تا آن حد هنر مندانه كه احساس مي كني از ميان تمام عينيت هاي روزمره ي داستان حديثي نو از زندگي را كشف كرده اي...اين هنر زبان ساده ي روايت مستور است.  http://www.iranpardis.com/thread76695.html


کتاب «استخوان خوک و دست های جذامی»، برنده جایزه ادبی اصفهان به عنوان بهترین رمان در سال 1383 برای هجدهمین بار تجدید چاپ شد.

  داستان این کتاب از این قرار است که دانیال پسری کتابخوان که بقیه فکر می کنند روانی است، همیشه در خانه است. کله اش مثل منگل ها کج و کوله و از حد طبیعی بزرگتر است. حرفهای کتابها را حفظ است و از بر می خواند. با مادرش زندگی می کند. پدرش مرده و مادرش مستمری پدر را می گیرد. بسیاری از حرفهای زیبای این کتاب متعلق به دانیال است. او در طبقه چهاردهم برج خاوران زندگی می کند. آبجی طوبی خواهر دانیال بچه اش را سقط کرده. دانیال از خدا می پرسد چرا مرا این طور کج و کوله آفریدی؟ از طرف دیگر دکتر محسن سپهر که با مادر و دخترش دُرنا زندگی می کند. زنش سیمین چند ماهی است که از خانه رفته و تقاضای طلاق کرده و قرار است از هم جدا شوند ولی ناگهان متوجه می شود که حامله است و به سر خانه زندگی اش بر می گردد. او ساکن طبقه نهم است......حامد عکاس است و با مادرش زندگی می کند. نامزدش مهناز به آمستردام رفته تا مهندس شود. او عاشق مهناز است......وذر در طبقه چهارم برج خاوران زندگی می کند. او از ملول و بندر، دوستانش می خواهد که مردی را سر به نیست کنند تا مال او را بالا بکشد. آنها همین کار را می کنند ولی نهایتا خود نوذر را هم می کشند تا مال او را نیز بالا بکشند. شهرام که پدر و مادرش در کالیفرنیای آمریکا هستند گاهگاهی با دوستانش در طبقه هفتم دور هم جمع می شوند ...   http://www.khabaronline.ir/news-73703.aspx


فرازهایی از کتاب  http://nakhnamaa.blogfa.com/post-40.aspx


2- عصر اطلاعات -3 جلد مانوئل کاستلز

کتابی با حجم مطالب زیاد و درسه جلد که به بررسی و "تحلیل اقتصاد، جامعه و فرهنگ نویی که در حال پدیدآمدن است" 1 می پردازد.  یادداشت ویراستار ارشد  از جلد اول و جلد دوم کتاب را خوانده ام. هویت های نوین ، هویت های قومی،ملی و ... و برآیند نیرو هایی که به تقویت یا تضعیف این هویت ها می پردازد و .... درجلد دوم بررسی می شود.

کتاب ارزشمندی است که نویسنده ای سرشناس نیز آنرا نوشته است. پیشنهاد می کنم حتما "یادداشت ویراستار ارشد" در ابتدای جلد اول کتاب را بخوانید تا به موضوعات موردبحث و تحلیلی کوتاه از کتاب آشنا شوید.

در زیر چند اظهار نظر کوتاه از اندیشمندان مختلف درباره این کتاب را می آورم تا به اهمیت آن بیشتر واقف شوید.

جلد اول: ظهور جامعه شبکه ای ،  جلد دوم : عصر اطلاعات؛ اقتصاد، جامعه و فرهنگ

«ما امروزه در دوره ای از تغییر و تحول پرشتاب و سرسام آور زندگی می کنیم که شاید نشانه حرکت به فراسوی دوره صنعتی باشد. اما کجایند آثار جامه شناختی بزرگی که این گذار را ترسیم کنند؟ اثر چند حلدی مانوئل کاستلز که در آن او در صدد ترسیم پویشهای اجتماعی نو اقتصادی عصر اطلاعات بر آمده است، به همین اعتبار حائز اهمیت است ... [اين اثر ] قطعا یکی از منابع و مراجع عمده سالهای آتی خواهد بود. » آنتونی گیدنز، ضمیمه دانشگاهی تایمز

«آدام اسمیت چگونگی کارآیی سرمایه داری و کارل مارکس چرایی عدم کارآیی سرمایه داری را تبیین کردند و اکنون، مانوئل کاستلز روابط اقتصادی و اجتماعی عصر اطلاعات را توضیح می دهد.» جیوپی. زاخاری، وال استریت جورنال
«خواندنش مطلقا ضروری است» وایرد
«کتابی دوران ساز» لوموند
«این کتاب کمک شایان توجهی است تا اقتصاد اطلاعاتی جهانی امروز و نیز جای خود را در آن، درک کنیم.» فایننشیال تایمز
مانوئل کاستلز، متول 1942 در اسپانیا و استاد جامعه شناسی و برنامه ریزی در دانشکاه کالیفرنیای برکلی است. وی پس از 12 سال تدریس در دانشگاه پاریس بدین سمت منصوب شد.

کاستلز همچنین درد انشگاههای مادرید، شیلی، مونترال، کامپیناس، کاراکاس، مککزیکو، ژنو، کپنهاک، ویسکانسین، بوستون، کالیفرنیای جنوبی، هنک کنگ، سنکاپور، تایوان، آمسرتردام، مسکو، نووسیبیرسک، هیتوتسوباشی و بارسلونا، به تدریس و تحقیق پرداخته است. او تا به حال 20 کتاب منتشر کرده است که شهر اطلاعاتی (1998) از آن جمله است. او به افتخار دریافت بورس کوگن هایم، جایزه سی.رايت میلز و جایزه روبرت و هلن لیند، نایل آمده است. کاستلز از اعضای آکادمی اروپایی است. عصر اطلاعات، به بیش از 10 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

http://www.bekhan.com/main/index.php?page=30&bi=1102538

فهرست مطالب

توضیحات بیشتر و سایر پیوند ها

چکیده کتاب

معرفی و نقد جلد دوم کتاب: عصر اطلاعات؛ اقتصاد، جامعه و فرهنگ

خلاصه کتاب



سخنی از امام علی

وَ قَالَ [عليه السلام] عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ .(حکمت ۸۷نهج البلاغه)

و درود خدا بر او ، فرمود : در شگفتم از كسى كه مى تواند استغفار كند و نا اميد است.

http://www.rahpouyan.com/ramazan84/Hekmat_80-90.htm

 

(حکمت ۱۲۱ ) وَ قَالَ ع شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَى أَجْرُهُ

وه كه ميان دو عمل ، چه فاصله‏ى دورى باشد ، عملى كه لذتش مى‏رود و كيفرش مى‏ماند ، و عملى ديگر كه پاداشش ماندگار است و درد و رنجش مى‏گذرد.

http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm 

 

تعطیلی موقت وبلاگ

سلام به همه دوستان. این وبلاگ تا اسفد ماه موقتا تعطیل است به دلیل مسایل درسی و البته فعلا وقت بیشتری برای وبلاگ جنبش نرم افزار آزاد که تازه راه اندازی شده صرف می کنم.

از شما که به اینجا آمدید متشکرم.

یک دنیا عشق و محبت تقدیم شما. به امید خدا

خلاصه تحولات اقتصادی کشور در سال 1387منتشر شد


به گزارش روابط عمومي بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران ،خلاصه تحولات اقتصادی کشور در سال 1387 مشتمل بر :تحولات اقتصادی جهان ،تحولات اقتصادی خاورميانه و آسيای مرکزی ،توليد و هزينه ناخالص داخلي ،تحولات بخش واقعی اقتصاد و...توسط اداره بررسی ها و سياست های اقتصادی  بانک مرکزی منتشر گرديد.

منبع: سایت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران  http://www.cbi.ir/showitem/6554.aspx

لینک دانلود مستقیم (حجم 1.4 مگابایت) :      http://www.cbi.ir/page/6551.aspx 



تجربه ۵ کشور جهان در هدفمند کردن یارانه ها

جلال دهنوی-

دولت نهم مهم ترین برنامه اقتصادی خود را درقالب طرحی به نام طرح تحول اقتصادی بیان کرد که هرگز مجال اجرا و حتی بررسی دقیق آن فراهم نشد.   پس از انتخاب آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت دهم، به نظر می رسد که فرصت مناسبی برای بررسی طرح تحول اقتصادی فراهم آمده است؛ چراکه رئیس جمهور نیز مهم ترین برنامه اقتصادی دولت‌را‌برای‌چهار سال آینده، اجرای این طرح عنوان کرده است  باتوجه به بیانات مقام معظم رهبری درخصوص طرح تحول اقتصادی مبنی براین که «اجرای خوب طرح تحول اقتصادی دولت نهم، قدم بزرگی در پیشرفت کشور است و باید با بررسی چشم اندازها و پیامدها و تدبیر کردن راه های جلوگیری یا کنترل تبعات منفی، این جراحی بزرگ را به سلامت انجام داد و از هرگونه شتابزدگی مطلقا پرهیز کرد» و همچنین تاکیدات رئیس جمهور درخصوص طرح تحول اقتصادی که از آن به عنوان طرحی جامع، کامل، موثر و هدفمند در راستای اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور به منظور ایجاد ظرفیت برای افزایش سطح دانش و فرهنگ اقتصادی مردم (یا به عبارتی یک جراحی بزرگ در اقتصاد ایران) یاد کرده است، لزوم مطالعات دقیق و موشکافانه درخصوص ویژگی های اقتصاد ایران، اهداف، مسائل و مشکلات موجود در سر راه اجرای طرح، مدت زمان مناسب برای اجرای طرح، محورها و ... احساس می شود.

دراین مقاله بر آن شدیم تا ضمن معرفی محورها و اهداف این طرح، به طور خاص به مبحث نظام توزیع یارانه که یکی از محورهای هفت گانه طرح می باشد، بپردازیم.

محورهای طرح تحول اقتصادی
دراین طرح ۷ ریشه اصلی برای مشکلات ساختاری کشور شناسایی شده است؛ براین مبنا این طرح دارای ۷ محور اصلی است که عبارت است از: اصلاح نظام یارانه، اصلاح نظام مالیاتی، اصلاح نظام توزیع کالا و خدمات، اصلاح نظام بهره وری، اصلاح نظام گمرکی، اصلاح نظام بانکی و ارزش گذاری پول ملی. طرح تحول اقتصادی به دنبال اصلاحات هفت گانه مذکور است تا از این طریق اقتصاد ایران مرحله گذار به صنعتی شدن را هرچه سریع تر طی کند.

ضرورت اجرای طرح تحول اقتصادی
نخستین سوالی که به ذهن می رسد، این است که اصلا چرا باید چنین طرحی در اقتصاد ایران اجرا شود یا به عبارتی چرا اقتصاد ایران بیمار است و به قول آقای رئیس جمهور و بسیاری از اقتصاددانان نیاز به جراحی دارد. دلایل زیر را می توان بر ضرورت تدوین چنین طرحی برشمرد:

۱ -متوازن نبودن رشد اقتصادی با ظرفیت های موجود اقتصاد ایران و همچنین نوسانات زیاد نرخ رشد در کشور طوری که از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون کشور نرخ های رشد متنوعی را در بازه زیر صفر (به عنوان مثال نرخ رشد اقتصادی در بازه زمانی ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۰ منفی بوده است) تا نرخ رشد مثبت دو رقمی (در سال های ۱۳۶۱ و ۱۳۷۰ نرخ رشد اقتصادی ۱۱ درصد بوده است) تجربه کرده است.

۲ -تداوم مشکل بیکاری، نرخ بیکاری در دهه اخیر همواره دو رقمی بوده است.

۳ -تورم به یک مشکل ساختاری تبدیل شده است، از تکانه نفتی سال ۱۳۵۳ به بعد نرخ تورم همواره ۲ رقمی بوده و از سال ۸۴ (آغاز به کار دولت نهم) به بعد نیز این روند ادامه داشته است.

۴ -سهم پایین بهره وری در رشد اقتصادی، شاخص های بهره وری سرمایه و نیروی کار به ترتیب از عدد ۱۰۰ در سال ۱۳۴۴ به عدد ۳۰ و عدد ۸۸ در سال ۱۳۸۵ رسیده است. این درحالی است که سرمنشاء اکثر مشکلات اقتصادی نظیر مهار نیافتن تورم، وجود شکاف عظیم طبقاتی و رشد اندک و نامتوازن اقتصادی ناشی از نرخ بهره وری پایین در عوامل تولید است.

۵ -بهره نبردن دهک های پایین درآمدی جامعه از یارانه های پرداختی دولت، مشکل عمده نظام پرداخت یارانه ما این است که یارانه ها به طور هدفمند پرداخت نمی شود بنابراین باتوجه به این که پرداخت یارانه، اغلب از طریق سوبسیدهای قیمتی است، درنتیجه ارتباط مستقیمی بین مصرف کالاهایی که به آن ها یارانه تعلق گرفته است و میزان استفاده از یارانه وجود دارد. بالا بودن میزان ضریب جینی در ایران دال بر ناکارایی نظام یارانه هاست.

۶ -نظام مالیاتی کشور در مسیر پیشرفت و توسعه با تنگناها و دشواری هایی روبه روست، به طوری که مالیات ها جای خود را به درآمدهای نفتی برای برآورده ساختن نیازهای کشور داده است.

شروط اصلی اجرای کامل طرح
با نگاهی گذرا به برنامه های تدوین شده در اقتصاد ایران اعم از برنامه های توسعه اقتصادی قبل و بعد از انقلاب، برنامه های بودجه سالانه، سند چشم انداز ۲۰ ساله و ... یادآوری این سه نکته ضروری به نظر می سد:

نخست؛ زمان بندی مشخص: (یعنی طرح به شکل پروژه تعریف دقیق شود.) بدیهی است که برنامه ریزی علاوه بر اهداف کمی و کیفی باید چارچوب زمانی مشخصی نیز داشته باشد.

دیدگاه های مختلفی درباره مدت زمان اجرای این طرح وجود دارد (۲ سال، ۴ سال، ۶ سال و ...) ولی به نظر نگارنده برای اجرای چنین طرحی که ارکان اقتصاد ایران را مورد هدف قرار می دهد و نیاز به تغییرات ساختاری عظیمی دارد، حداقل به یک دوره ۵ ساله نیاز است؛ چرا که ایجاد تغییر و تحول بی گمان باید به صورت تدریجی ایجاد شود و توام با آن ملزومات لازم برای اجرای هرچه بهتر طرح فراهم آید.

شتاب زدگی درباره اجرای چنین طرحی تبعات‌عمده ای از قبیل افزایش نرخ تورم و بیکاری خواهدداشت.

پیشنهاد می شود حال که در آستانه طراحی برنامه پنجم توسعه اقتصادی هستیم، اولویت های طرح تحول اقتصادی در این برنامه لحاظ و اجرا شود.

دوم؛ قبول تهدیدها و منافع طرح: بدیهی است که هر طرح اقتصادی منافع عده ای را تهدید می کند و منافع عده دیگری را تامین می سازد چرا که اجرای چنین طرحی به منزله وارد کردن شوک به پیکره بیمار اقتصاد ایران است. بی گمان با اجرای چنین طرحی همگان در بلندمدت منتفع خواهند شد ولی در کوتاه مدت عده ای متضرر می شوند. از این رو دولت باید در برابر سیل مخالفان به ویژه در سال های نخستین اجرای طرح سعه صدر نشان دهد. از طرفی دستگاه های دیگر نیز باید تعامل سازنده ای با دولت داشته باشند و با مخالفت های خود بر دولت فشار نیاورند تا این طرح سرنوشت طرح تعدیل اقتصادی دولت آقای رفسنجانی را پیدا نکند که به دلیل مخالفت ها و ایجاد تورم ۴۹ درصدی در سال ۱۳۷۴، کنار گذارده شد.

سوم؛ وفاق ملی برای اجرای طرح: بدیهی است که دولت برای اجرای این طرح به تنهایی ناموفق خواهد بود. از این رو اجرای صحیح و مناسب این طرح نیازمند ایجاد این باور در بین مردم و همچنین دستگاه های اجرایی و قوای مختلف است که اجرای چنین طرحی برای اقتصاد ایران ضروری است و این طرح به منزله پلی برای گذار‌به صنعتی شدن و ایجاد زیرساخت های آن می باشد درغیر این صورت پای بند نبودن به اهداف و تعهدات طراحی شده در طرح راه به جایی نخواهد برد ضمن آن که دولت های آینده نیز باید نسبت به این طرح پای بند باشند و برنامه های تکمیلی به منظور اجرای هرچه بهتر طرح ارائه و اجرا کنند.

چهارم؛ سازگاری طرح: با نگاهی اجمالی به محورهای اصلی طرح این سوال به ذهن می رسد که آیا مجموعه این طرح ها از نظر موضوع و ابعاد با یکدیگر ارتباط، تجانس و به هم پیوستگی دارد یا خیر؟ همه اقتصاددانان درباره اهداف علم اقتصاد با یکدیگر اتفاق نظر دارند که این اهداف عبارت است از: تعادل تراز داخلی  (رشد اقتصادی بالا، نرخ تورم پایین و نرخ بیکاری اندک) و یا اهداف ثانویه همچون تعادل در تراز خارجی (نداشتن کسری یا مازاد شدید در تراز پرداخت ها) ثبات اقتصادی و بهبود تامین اجتماعی که گاهی بهبود توزیع درآمد نیز به این موارد اضافه می شود.

برای دستیابی به این اهداف متغیرها و ابزارهای سیاستی نیز وجود دارد که عبارت است از: متغیرهای مهم سیاستی شامل نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ مالیات و ابزارهای سیاستی مانند سیاست های پولی و مالی.

با نگاهی به سرفصل های طرح تحول اقتصادی مشاهده می شود که عناوین طرح با ادبیات رایج اقتصادی سنخیتی ندارد. براساس نظریه تین برگن برای دستیابی به هر هدفی در اقتصاد باید از یک ابزار سیاستی استفاده کرد، سوالی که در اینجا مطرح است این که آیا در اقتصاد ایران به تعداد کافی ابزار برای دستیابی به اهداف مذکور وجود دارد و اگر نه چگونه ابزارهای موجود را به کار گیریم که اهداف موردنظر را به صورت توامان پیش برد؟

موضوع دیگر این که محورهای هفت گانه ذکر شده ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارد و به نوعی آمیخته به هم است.

به عنوان مثال بین اصلاح نظام پرداخت یارانه با نظام توزیع کالا و نظام بهره وری و بانکی رابطه تنگاتنگی وجود دارد. درنتیجه در طراحی طرح تحول اقتصادی علاوه بر بررسی دقیق و جزئی نگر باید دیدی جامع نیز وجود داشته باشد.

اشکال ساختاری دیگر این طرح جامعیت نداشتن و ناسازگاری با برنامه ها و اسناد بالادستی ازقبیل سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی و سند چشم انداز ۲۰ ساله است.

به عنوان مثال همگان می دانند که علت اصلی مشکلات اقتصادی کشور را باید در دولتی بودن اقتصاد جست و جو کرد. سیاست های اصل ۴۴ برهمین مبنا ابلاغ شده و قراراست مبنای تحولات اقتصادی کشور باشد درحالی که در سرفصل های طرح تحول اقتصادی خصوصی سازی، آزادسازی ورفع انحصارات مغفول مانده است.

این درحالی است که تجربه بسیاری از کشورها ازجمله ترکیه در زمینه انجام طرح های تحول اقتصادی با خصوصی سازی همراه بوده است، به عبارت دیگر اساسی ترین رکن انجام طرح تحول اقتصادی در اقتصاد دولتی ایران باید توسعه بخش خصوصی باشد.

همچنین این طرح باتوجه به وجود اسناد و برنامه های اقتصادی مختلف که از پیش تعیین شده است، باید از لحاظ الزامات اجرایی، قانونی، اهداف و... با این اسناد سازگاری و هم خوانی داشته باشد. درنظر نگرفتن اسناد بالادستی و از پیش تعیین شده از قبیل سند چشم انداز بیست ساله باعث سردرگمی در اجرای برنامه های کشور و بعضا تناقض در برنامه ها می شود که نتیجه ای جز اتلاف منابع کشور درپی نخواهد داشت.باتوجه به این که مهم ترین محور طرح تحول اقتصادی که در روزهای اخیر نیز در محافل اقتصادی کشور مطرح شده، اصلاح نظام پرداخت یارانه، به ویژه یارانه در حوزه انرژی است، دراین بخش به بررسی تجربه دیگر کشورها در این زمینه پرداخته می شود چرا که بررسی تجربه کشورهای مختلف و توفیقات و ضعف های آنان دراین زمینه می تواند برای سیاست گذاران راهنمای خوبی باشد.

در دهه ۱۹۵۰ با مطرح شدن تفکر توسعه و ضرورت توجه به شاخص های رفاه اجتماعی و کاهش فقر، دخالت دولت ها در فعالیت های اقتصادی پررنگ تر شد. دراین دوران دولت ها نقش محوری را درطرح های توسعه و پیشرفت اقتصادی ایفا می کردند و به سرمایه فیزیکی به عنوان محور توسعه توجه می شد ولی از دهه ۱۹۷۰ با شکل گیری تفکر محوریت انسان در توسعه، به جای سرمایه فیزیکی، دولت ها توجه خود را به توسعه نیروی انسانی معطوف داشتند.در این راستا نیز سیاست های مختلفی دنبال شد که یکی از آن ها سیاست های حمایتی اجتماعی از طریق پرداخت یارانه بود. با بررسی اجمالی طرح های پرداخت یارانه در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی مشاهده می شود که یارانه ها به صورت عمومی پرداخت شده است و گروه خاصی را هدف قرار نمی دهد. اما در دهه ۱۹۸۰ به دنبال بحران بدهی ها و رکود جهانی، کشورها ناچار به اصلاحات در برنامه پرداخت یارانه ها شدند. در ادامه به تعدادی از این طرح ها اشاره می شود.

لهستان
هدفمندسازی یارانه انرژی در لهستان بخشی از برنامه اصلاحات اقتصادی پس از فروپاشی نظام سوسیالیستی را تشکیل می داد که موفق ترین برنامه در گروه کشورهای بلوک شرق بود.

اجرای طرح تحول اقتصادی در کوتاه مدت به کاهش شدید تولید، افزایش نرخ بیکاری و درعین حال کاهش نرخ تورم منجر شد.

(درسال های اولیه اجرای طرح دراین کشور نرخ بیکاری ۱۵/۷ درصد افزایش و نرخ رشد تولیدات صنعتی ۲۴ درصد کاهش یافت) ولی در بلندمدت بخش خصوصی توانمند شد و موجبات گسترش تولید و اشتغال را فراهم آورد.

بلغارستان
برای حمایت از فقرا براثر تعدیل قیمت ها، دولت این کشور فرآیند اصلاح را با دو مکانیسم همراه کرد: اول، افزایش یارانه انرژی در زمستان و دوم، ایجاد سیستم دوگانه قیمت گذاری که به موجب آن تعرفه یارانه ای برای یک سطح معینی از مصرف تا سال ۲۰۰۵ ادامه یابد و تعرفه بیشتر برای سطوح بالاتر مصرف به کار رود.

اندونزی
هدف اصلی این کشور در درازمدت این است که به یک صادرکننده پایدار نفت تبدیل شود. دولت این کشور یک سیستم سهمیه بندی پیشنهاد کرده است که به موجب آن کوپن های بنزین و نفت سفید باید به افراد واجد شرایط و مالکان خودروها تخصیص داده شود. داشتن کوپن این حق را به افراد می دهد که نفت سفید و بنزین را به قیمت یارانه ای خریداری کنند.

چین
هنوز قیمت اغلب سوخت ها در چین ازطریق دستورالعمل ها و بخشنامه ها اعلام می شود. بنابراین چشم انداز آزادسازی بخش انرژی با این فرض درنظر گرفته می شود که دولت به تدریج پرداخت یارانه ها را دراین بخش و طی ۱۰ سال (۲۰۱۰-۲۰۰۰) حذف خواهد کرد. اما چین برای ورود به سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال های اخیر کنترل قیمت ۱۲۸ نوع کالا (به جز کالاهای عمومی مانند انرژی برق، مخابرات و ...) را حذف کرد.

ترکیه
ترکیه در سال ۲۰۰۱ در یک بسته سیاسی کلان شامل: معرفی نظام نرخ ارز شناور، کاهش کسری بودجه دولت و استقلال بانک مرکزی، برنامه اصلاح بازارهای مالی، مخابرات و انرژی را با پشتیبانی همه جانبه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به روش خصوصی سازی نهادهای عمده دولتی اعلام کرد. برنامه خصوصی سازی بازار انرژی با آزادسازی در بخش برق آغاز شد؛ دراین رابطه قانون بازار برق در سال ۲۰۰۱ به تصویب مجلس رسید.قانون بازار برق ترکیه از سال ۲۰۰۱ به اجرا درآمد، بر آن اساس بازار  آزاد برای تولید و توزیع برق ایجاد شد. طبق قانون مذکور، شرکت دولتی که هر سه بخش تولید، توزیع و انتقال برق را برعهده داشت، به تفکیک حوزه های تولید و بازرگانی در اختیار بخش خصوصی قرار داده شد.در سال ۲۰۰۴ پارلمان ترکیه طرحی را به تصویب رساند که طی آن هزینه های تولید نفت داخل آن کشور اصلاح شد، قیمت برای مصرف کننده آزاد و شرکت های پالایش نفت دولتی، به بخش خصوصی واگذار شد.با بررسی تجربه کشورهای مذکور می توان نکات ذیل را متذکر شد:

۱ -اجرای اصلاحات در کوتاه مدت تبعاتی دربر دارد ولی در بلندمدت بی گمان به صلاح کشور است.

(به مورد لهستان توجه شود).

۲ -کشورهای توسعه یافته نظام پرداخت یارانه و یا تامین اجتماعی مناسبی داشته اند و در آن ها یارانه های انرژی وجود نداشته است.

کشورهای مذکور همگی کشورهای درحال توسعه بوده و یارانه را به منظور گسترش رفاه و ایجاد توان رقابت برای تولیدکنندگان پرداخت می کرده اند. به نظر می رسد که اصلاح نظام پرداخت یارانه گامی اساسی درجهت نیل به توسعه یافتگی باشد.

۳ -هریک از این کشورها متناسب با شرایط ویژه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... خود از شیوه خاص و یا ترکیبی از شیوه های مختلف بهره جسته اند.

۴ -دولت ها عموما برنامه یارانه های قیمتی را بر پرداخت نقدی ترجیح داده اند.

۵ -فرآیند اصلاح نظام یارانه فرآیندی تدریجی و زمان بر است. (بین ۵ تا ۱۰ سال)

۶ -اصلاح نظام یارانه در قالب یک بسته سیاستی بوده است.


منبع: روزنامه خراسان    http://www.khorasannews.com/news.aspx?2_17342_10_1060.XML

انتشار  مجموعه "چشم انداز اقتصاد جهانی" World Economic Outlook

World Economic Outlook (WEO

Sustaining the Recovery

October 2009
چشم انداز اقتصاد جهانی-تاریخ نشر:اکتبر 2009

این مجموعه هر شش ماه یکبار توسط صندوق بین المللی پول منتشر می شود. می توانید عناوین و موضوعات آن را در آدرس زیر ببینید:

  http://www.imf.org/external/pubs/ft/weo/2009/02/index.htm
می توانید از لینک های زیر آنرا دانلود کنید:

لینک دانلود مستقیم(3.8مگابایت): 

http://www.imf.org/external/pubs/ft/weo/2009/02/pdf/text.pdf


توضیحات بیشتر( از سایت http://www.spac.ir/negah/40/files40/fullnegah40-3.htm):

چارچوب موضوعي:  اين كتاب تحليل‌ها و پيش‌بيني‌هاي كارشناسان صندوق بين‌المللي پول در زمينه تحولات اقتصادي در سطح گروه‌هاي كشوري (در چارچوب منطقه، سطح توسعه و غيره) و نيز در سطح كشورهاي مجزا ارائه مي‌دهد. پيش‌بيني‌ها و تحليل‌هاي مندرج در اين كتاب عنصر اصلي نظارت‌هاي جاري صندوق بين‌المللي پول در زمينه‌هاي توسعه و سياست‌هاي اقتصادي كشورهاي عضو و نظام اقتصاد جهاني به شمار مي‌روند. كتاب از سال 1980 تا 1983 به صورت سالانه و از 1984 به بعد به صورت دو سالانه منتشر شده و مي‌شود. بررسي چشم‌اندازها و سياست‌ها در اين كتاب حاصل بررسي جامع بين ادارات مسئول در امر توسعه اقتصاد جهاني است.

http://www.rastak.com/article?id=2558

نگاهی اجمالی بر ریشه های اقتصاد آزاد
محوریت حقوق مالکیت
پویا جبل عاملی

اگر بخواهیم اصول لیبرالیسم اقتصادی را بشماریم، شاید تنها به این واژگان اشاره کردن مکفی باشد: حقوق مالکیت، آزادی فردی، بازار آزاد، سرمایه داری و اصل عدم تجاوز.1 این اصول در ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگرند و شاید بتوان گفت که اصول دیگر از همان "حقوق مالکیت" بدست می آید و بقیه برای تشریح بیشتر است.

اگر بخواهیم اصول لیبرالیسم اقتصادی را بشماریم، شاید تنها به این واژگان اشاره کردن مکفی باشد: حقوق مالکیت، آزادی فردی، بازار آزاد، سرمایه داری و اصل عدم تجاوز.1 این اصول در ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگرند و شاید بتوان گفت که اصول دیگر از همان "حقوق مالکیت" بدست می آید و بقیه برای تشریح بیشتر است.

این مساله خود نمود سازگاری درونی لیبرالیسم اقتصادی است. اتکا یک نحله فکری به یک اصل اولیه، که موجب می شود به طور منطقی ابزار و نتایجی را به همراه داشته باشد، خودبخود برای ترسیم نظم درونی این مکتب باید به آن نتایج نیز پایبند باشد و اقتصاد آزاد دارای چنین مشخصه ای است. شاید در این بین سرمایه داری به نظر ارتباطی کمتر با اصول دیگر داشته باشد. در حقیقت می توان گفت سرمایه داری یک مشخصه لیبرالیسم است که با حفظ اصول آن در یک جامعه رشد و نمو می یابد. حفظ حقوق و مالکیت فردی است که موجب انباشت سرمایه در یک اقتصاد می شود و بیان این مشخصه در کنار اصول لیبرالیسم، نشان گر تمایز این نظام فکری از آلترناتیو های آن است. اگر در جامعه ای انباشت سرمایه صورت نگیرد غیر از این نمی توان اتفاق افتاده باشد که آزادی، حقوق و مالکیت فردی مورد تجاوز قرار گرفته است و حقوق قشری بالاتر از حقوق دیگران است. به همین علت سرمایه داری نقطه تمایز لیبرالیسم با مکاتب دیگر است.

اما آنچنان که ماری رتبارد تشریح می کند، حقوق انسانی به جز حقوق مالکیت نیست2 و آزادی و عدالت هم در پرتو آن معنی می یابد. آزادی برای اعمال حق مالکیت و عدالت نفی تجاوز به حقوق مالکیت است. در واقع اصل عدم تجاوز هم از حقوق مالکیت برمی آید. اگر کسی به فردی حمله فیزیکی کند حق مالکیت فرد را نسبت به بدنش نقض کرده است. اگر کسی کالای دیگری را مورد استفاده قرار دهد باز مرتکب تجاوز شده است زیرا حقوق مالکیت فردی را زیر پاگذارده و مجرم است. اگر نتوان در عملی که ادعا شده است مجرمانه و تجاوزکارانه است، حقوق مالکیتی را تعریف کرد از نظر تفکر لیبرالیستی جرم و تجاوزی رخ نداده است. شاید تصور شود که با این منطق مثلا نمی توان توهین به آبروی یک فرد را تجاوز قلمداد کرد اما آبرو و اعتقاد یک فرد ابزاری است که آدمی با آن در آنچه مالک فیزیکی آن هاست دخل و تصرف می کند و بنابراین مالک آنهاست و توهین صرف به آنها بدون تردید تجاوز است. اما فراموش نکنیم این بدان معنی نیست که بیان عقیده ای مخالف، توهین قلمداد شود زیرا اگر چنین شود معادله برعکس شده و از فرد متهم حق آزادی عقیده اش که مالک آن است گرفته شده و با این اتهام تجاوز به حقوق وی انجام شده است.   

   الصاق کردن عمل مجرمانه به حقوق مالکیت و تجاوز قلمداد کردن رفتاری وقتی حقوق مالکیت را نادیده می انگارد از آن روست که ضمانتی باشد برای آزادی فردی و هرکس که دارای قدرت سیاسی- اقتصادی است نتواند هر عملی را جرم محسوب کند. در بسیاری از ساختارهای توتالیتر آزادی به وسیله قوانینی محدود می شود که عمل مجرمانه را در تجاوز به حقوق جمعی می دانند و این حقوق جمعی به هیچ شکلی قابلیت الصاق به حقوق مالکیت فردی را ندارد. تعریف تجاوز به شکلی که گفته شد پاسخی است به این قوانین محدود کننده و نامشروع و بدین شکل تقکر لیبرالیستی با اصل قرار دادن آکسیوم عدم تجاوز(Nonaggression Axiom)به حقوق مالکیت، آزادی و عدالت را تضمین می کند. از همین روست که برای بسیاری از لیبرال ها وجود دموکراسی و آزادی بدون اصل قرار دادن مالکیت فردی امری ناشدنی می نماید.

 شاید تصور شود در مکاتب آلترناتیو لیبرالیسم نیز بر حقوق مالکیت تاکید شده است. اما باید گفت در تمامی آنها همواره تحت شرایطی اصلی دیگر بر مالکیت فردی ترجیح داده شده است. به عنوان مثال در اندیشه آزادیخواهی مطرح است که هر فرد مالک بدن خودش است و هیچ کسی حق ندارد بدون رضایت فرد از وی کاری بکشد. هر نوع اجبار در این زمینه به معنای به بردگی کشیدن است. تا اینجا شاید بسیاری موافق این گزاره ها باشند اما وقتی به مصداق ها می رسیم تفاوت لیبرالیسم با اندیشه های آلترناتیو آن معلوم می گردد. به عنوان مثال خدمت اجباری به هیچ رو نمی تواند قانون تلقی شود زیرا خود آکسیوم عدم تجاوز را نقض کرده است و حقوق مالکیت فرد بر بدن خویش را به عنوان اصلی ترین حقوق نادیده گرفته است، از سوی دیگر همچنان که میلتون فریدمن (1972) برای اولین بار در نیوزویک نوشت نمی توان مصرف مواد مخدر را قدغن کرد.3 دولت مشروعیت لازم را برای مداخله در حقوق مالکیت فردی ندارد حتی وقتی نتیجه مصرف این مواد از منظر دولت به ضرر جامعه یا خود فرد باشد. از سوی دیگر وی با رویکرد ابزارگرایانه اش نشان می دهد که چگونه قانونی کردن این مواد از جرم و فساد نیز می کاهد و حتی اگر معتقد به آزادی فردی نباشیم باز قانونی کردن بهترین گزینه است.

از سوی دیگر هر چیزی که فرد بتواند بهترین ادعای اثبات شدنی را برای داشتنش انجام دهد 4، از آن فرد است و حقی از آن برای غیر فرد مذکور نمی توان متصور شد. این عبارت نیز هر چند واضح به نظر می رسد اما رسیدن به آن تنها در دنیای مدرن اتفاق افتاده است. زمانی که همه قدرت های فائقه و نمایندگانشان در میان آدمیان حساب خود را از اموال دیگران جدا کردند. دادن مالیات پیش از این تنها یک امر اداری - حکومتی نبود بل سهمی بود در اموال هر فرد برای نمایندگان قدسی. اما تفکر آزادی خواهی با باز تعریف مالکیت به مقابله با این اندیشه پرداخت. از همین روست که اقتصاددانان آزادیخواه اکراه فراوان در گسترش نرخ مالیات دارند و مشروعیت آن را تنها در ضروری ترین امور اداری می پذیرند.

بنابراین، اندیشه آزادیخواهی با پیوند زدن قانون، آزادی و عدالت به اصل عدم تجاوز و مالکیت فردی بنیان گذار راهی شده است که با به چالش کشیدن ساختارهای بسته و توتالیتر گذشته، توسعه اقتصادی را نیز در حفظ آن اصول می بیند، اصولی که ساختار اقتصادی را لاجرم به سمت انباشت سرمایه بیشتر می کشاند.

پی نوشت ها:

1-     

  Kinsella, Stephen (2009), “What Libertarianism Is”, Mises Daily  

2

Rothbard, Murray, (1998), “Human Rights’ As Property Rights in the Ethics of Liberty”, New York University Press 

 

     Friedman, Milton (1972), “Prohibition and Drugs”, Newsweek
(May 1)

 

      Hoppe, Hans-Hermann (1989), “A Theory of Socialism and Capitalism”, Kluwer Academic Publishers, p:12




منبع:   سایت رستاک     http://www.rastak.com/article?id=2558 


ماه مهر و تلاشی نو

بعد از سه ماه دوباره وبلاگم رو به روز می کنم. تو این چند ماه نتونستم زیاد به وبلاگم سر بزنم.
جالب این بود که در دفتر خدمات ارتباطی روستامون(مزار-خراسان رضوی) چند بار خواستم به وبلاگم سر بزنم که باز نشد و یک پیام خطا می اومد که ایترنت اکسپلورر نمی تونه صفحه رو باز کنه ولی بعد متوجه شدم که کلا وبلاگ ها فیلتر شده. و خود سایت بلاگفا هم فیلتر بود . یکی دو بار از طریق سایت های دیگه وبلاگم رو باز کردم. نمی دونم دلیل این کار چیه. .
به هر حال حالا هم اومدیم دانشگاه و ترم آخری است که در زاهدانم.  و خیلی هم فرصت نخواهم داشت که مطلب بنویسم. الان هم تو دانشگاهیم و سلف غذا نمی ده، کتابخونه (سالن مطالعه) را هم دارند تعمیر می کنند، قابل توجه اونایی که هنوز نیومدن. از شنبه احتمالا همه چیز درست بشه. ان شاءالله

  

درباره رشته اقتصاد

قسمت اول:

درباره انتخاب رشته اقتصاد

علي سرزعيم
این روزها دانش آموزان ایران با یکی از سرنوشت‌سازترین تصمیمات خود، یعنی انتخاب رشته تحصیلی و به یک معنا انتخاب مسیر آتی شغلی خود، روبه‌رو هستند. از این رو، شناخت و ارزیابی رشته‌هاي دانشگاهی مختلف برای آنها از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.


قاعدتا در طول زمان به‌رغم نبود مکانیزم رسمی مشخصی برای آشناکردن جوانان با رشته‌هاي مختلف، جسته و گریخته اطلاعاتی در مورد رشته‌هاي گوناگون کسب کرده‌اند، اما در اغلب این موارد، این شناخت چندان صحیح و دقیق نیست. لذا معرفی رشته اقتصاد شاید بتواند تا حدودی این خلا را برای این رشته خاص جبران کند و به کسانی که در مورد انتخاب رشته اقتصاد علاقه‌مند هستند یا تردید دارند، راهنمایی عملی فراهم سازد.
توده مردم وقتی در مورد علم اقتصاد فکر مي‌کنند، بلافاصله مفاهیمی چون پول، تورم، رشد اقتصادی و مسائلی از این دست را در ذهن متصور مي‌شوند و گمان مي‌کنند که اقتصاددانان و دانش آموختگان اقتصاد، کسانی هستند که صرفا با این مسائل سروکار دارند و اساسا علم اقتصاد ابزار مواجهه با چنین مسائلی است. در عین اینکه باید تایید نمود که موضوعات یادشده در زمره موضوعات اصلی علم اقتصاد است، اما به هیچ عنوان منحصر به این موضوعات نیست. کلیه مقولات فوق در حوزه علم اقتصاد کلان مي‌گنجد. در علم اقتصاد کلان، تحولات اقتصاد در سطحی وسیع یعنی جهان (تجارت‌بین‌الملل)، کشور (اقتصاد کلان) و صنعت (آب، نساجی...) و بخش (صنعت، کشاورزی، ...) مورد بررسی قرار مي‌گیرد. با همه اینها علم اقتصاد به مراتب وسیع‌تر از اقتصاد کلان است و اقتصاد کلان بخش کوچکی از دامنه وسیع این علم را در برمي‌گیرد.
علم اقتصاد را علم تخصیص بهینه منابع کمیاب تحلیل کرده‌اند. این تعریف اگرچه تا حدودی فنی است، اما دلالت بر این دارد که عقلایی ترین شیوه‌هاي استفاده از منابع محدود در همه سطوح (از فرد، بنگاه، صنعت، کشور و جهان) در علم اقتصاد مورد بررسی قرار مي‌گیرد. از این رو در برخی منابع، رویکرد اقتصادی را رویکرد عقلایی نیز نامگذاری مي‌کنند؛ چرا که انسان‌ها در رفتارهای اقتصادی بیشتری عقلانیت را از خود بروز مي‌دهند. در یک تعریف دیگر، علم اقتصاد علم تحلیل انگیزه‌ها معرفی شده است. مقصود از آن این است که علم اقتصاد ابزار و چارچوب‌هاي مفهومی خاصی در اختیار دانش‌آموختگان این رشته قرار مي‌دهد که از طریق آن بهتر مي‌توانند انگیزه افراد را در فعالیت‌هاي مختلف تحلیل کرده و قادر به پیش‌بینی آن شوند. از همین جا مي‌توان به یک نتیجه گیری خوب رسید. دانش آموختگان اقتصاد صریح‌تر و سریع‌تر از تحصیل‌کردگان رشته‌هاي علوم اجتماعی مي‌توانند رفتارهای انسان‌های دیگر را پیش‌بینی کرده و این رفتارها را تحليل کنند. همین امر این قدرت را در اختیار آنها مي‌گذارد تا با استفاده از آن بتوانند در سياست‌گذاري یاور تصمیم گیران باشند. تصمیم گیران و سیاست گذاران همواره خواهان آن هستند که بتوانند با استفاده از ابزارهای غیراجبارآمیز و غیرخشونت‌بار، توده جامعه را به رفتار مطابق اهداف تعیین شده سوق دهند. از آنجا که علم اقتصاد قدرت پیش‌بینی رفتار انسان‌ها (به طور مجموع نه انفرادی) را در اختیار دانش‌آموختگان این علم قرار مي‌دهد، حاملان این علم مي‌توانند به سیاست‌گذاران در تحقیق اهدافشان یاری رسانند. به این عنوان مي‌توان گفت که علم اقتصاد علم سياست‌گذاري و حکمرانی است. در عرصه حکمرانی مسائل گوناگونی مطرح است. مثلا مناسبات قدرت میان افراد در رشته علوم سیاسی مورد مطالعه قرار مي‌گیرد؛ اما اینکه چگونه مي‌شود سیاست‌هاي بهتری اتخاذ کرد، وظیفه ای است که بر دوش علم اقتصاد گذاشته شده است.
شایان ذکر است که تحلیل انگیزه‌ها و رفتارهای انسان منحصر به رفتارهای اقتصادی آنها در عرصه بانک، بیمه، خرید و پس‌انداز نیست؛ بلکه در همه حوزه‌هاي زندگی این موضوع مورد توجه است. به عنوان مثال، تحلیل نظام انگیزشی حاکم بر جامعه پزشکان و بیماران و تحلیل رابطه میان آنها و تنظیم روابط آنها با استفاده از ابزارهای سیاست گذاری، زمینه جذابی است که علم اقتصاد در آن وارد شده و در اثر آن حوزه مشهور اقتصاد بهداشت به وجود آمده است. به طور مشابه، در عرصه حمل و نقل، اشکال مختلف رفتار سازمان‌های دارنده وسایل حمل و نقل، اعم از دریا، زمین و هوا و نوع رابطه آنها با متقاضیان سفر با آنها در حوزه اقتصاد حمل و نقل بررسی مي‌گردد. اقتصاد شهری، اقتصاد سیاسی، اقتصاد مالی، اقتصاد آموزش، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، اقتصاد محیط زیست، اقتصاد رسانه و اقتصاد فرهنگ از جمله حوزه‌هايي است که کاربرد تحلیل اقتصادی در موضوعات اجرایی و کاربردی و غیرمرتبط با اقتصاد کلان را نشان مي‌دهد. در عین حال باید توجه داشت که علم اقتصاد برای مجموعه‌هاي کوچک چندان کارآیی ندارد. به عنوان مثال، اگرچه دانش اقتصاد به آدمی در زندگی روزمره کمک کرده و درک آدمی را از رفتارهای انسان‌ها بهبود مي‌بخشد، اما کاربرد اصلی آن را در این حوزه نباید جست‌وجو کرد. به عنوان تشبیه مي‌توان به این نکته اشاره کرد که هیچ‌کس برای مدیریت اجناس خوراکی مورد نیاز در منزل، از علم و نرم افزار خاصی استفاده نمی‌کند و با مروری کلی مي‌توان دریافت که آیا در خانه از یک جنس خاص، نظیر تخم مرغ، گوشت یا لوبیا به میزان کافی وجود دارد یا نه. اما در یک شرکت بزرگ مثل ایران خودرو که روزانه چند هزار خودرو ساخته مي‌شود و هر خودرو متشکل از هزاران قطعه است، سیستم انبارداری را نمی‌توان به صورت شهودی انجام داد؛ بلکه باید از نرم افزارهای مربوطه استفاده کرد. به همین قیاس، در زندگی روزمره مي‌توان بدون آگاهی از علم اقتصاد زندگی موفقی داشت اما برای سياست‌گذاري و تصمیم گیری در سطح جامعه، استفاده از ابزار آن، یعنی علم اقتصاد، امری گریزناپذیر است.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هاي علم اقتصاد که آن را از دیگر حوزه‌هاي علوم اجتماعی ممتاز مي‌کند، درهم تنیدگی آن با علم ریاضی و مفاهیم آن است. اگر نگاهی به کتاب‌هاي جدی اقتصادی بیاندازید، فرق چندانی میان این کتاب‌ها با کتاب‌هاي ریاضی و فنی- مهندسی مشاهده نمی‌کنید؛ چرا که علم اقتصاد، علمی است شدیدا ریاضی شده! ریاضی شدن علم اقتصاد، موجب شده تا دقت و استحکام مفاهیم اقتصادی صدچندان شود. به همین مناسبت، شاید اغراق نباشد اگر ادعا كرد که اقتصاد در میان دیگر حوزه‌هاي علوم اجتماعی (نظیر جامعه شناسی، روانشناسی، مردم‌شناسی و مدیریت)، به مفهوم علم بودن نزدیک تر است. این نکته مي‌تواند مایه مباهات دانش آموختگان علم اقتصاد باشد؛ چرا که عمر خود را صرف یادگیری چیزی مي‌کنند که امکان ابطال آن و زیرورو شدن آن بسیار اندک است، در حالی که اگر شما در دیگر حوزه‌هاي علوم اجتماعی تحصیل کنید، ممکن است با یک انقلاب نظری، کل دانش‌تان قدیمی و کنارگذاشته شده قلمداد گردد. طبیعی است که هرجا منفعتی هست، باید انتظار داشت هزینه ای هم وجود داشته باشد. علم تر بودن اقتصاد بر این معنا نیز دلالت دارد که یادگیری اقتصاد سخت‌تر از دیگر رشته‌هاي علوم اجتماعی است. در اقتصاد نمی‌توان به صرف روخوانی و حفظ کردن موفق شد. درک علم اقتصاد تنها در پی ممارست و حل مسائل دشوار ریاضی و تحلیلی حاصل شود. لذا اگر کسی بنیه ریاضی ضعیفی دارد، طبیعتا احتمال موفقیت اندکی در این رشته علمی خواهد داشت و باید به او توصیه کرد که اساسا به سراغ این رشته علمی نیاید. در کنار آن باید گفت که امروزه از نرم افزارهای ریاضی و آمار به طور وسیعی در تحلیل‌هاي اقتصادی استفاده مي‌شود. لذا اگر کسانی نسبت به کار با نرم افزارهای این چنینی پرهیز دارند، نمی‌توانند در حوزه اقتصاد چندان موفق باشند. لذا تکرار مي‌شود که مهارت در ریاضی و نرم افزارهای کامپیوتری از جمله پیش‌نیازهای موفقیت در عرصه علم اقتصاد است.
بعضی از رشته‌هاي دانشگاهی به صورتی هستند که پس از چهارسال تحصیل، از مفاهیم و ابزارهایی بهره مند مي‌شوید که مستقیما مي‌توانید با آنها در بازار کار فعالیت کنید. رشته‌هاي مهندسی، حقوق، پرستاری از جمله این رشته‌ها هستند. یک مهندس پس از چهار سال فعالیت واجد حداقل‌هاي لازم برای کار حرفه‌ای در عرصه صنعت مي‌گردد. برای اینکه کسی در بزرگترین پروژه‌هاي صنعتی و عمرانی فعالیت کند، لزومی ندارد تا مدرکی بالاتر از مدرک لیسانس داشته باشد. در این قبیل رشته ها، مدارک بالاتر از لیسانس برای امور آکادمیک، پژوهش‌هاي خاص و همچنین موضوعات خاص کاربرد دارد. لذا تمایل به ادامه تحصیلات عالی در این رشته‌ها نسبتا کم است و افراد توانمند به راحتی مي‌توانند با مدرک لیسانس درآمد خوبی داشته باشند. در مقابل، رشته‌هاي دیگری قرار دارند که از عمق زیادی برخوردارند و ارائه تحلیل‌هاي درست و عمیق منوط به دانش فراوان است. به عنوان مثال، مسائل نظری و فلسفی از عمق زیادی برخوردار است و دانشجو در دوران لیسانس صرفا آشنایی کمی با مفاهیم فلسفی و مکاتب مختلف پیدا مي‌کند. به عبارت دیگر به صورت جدی وارد مناقشات فلسفی نمی‌شود. تنها پس از اخذ مدرک دکتری، شخص حایز صلاحیت برای ورود به مباحث جدی فلسفی قلمداد مي‌گردد. باید اذعان کرد که علم اقتصاد جزو دسته دوم است به این معنا که دانشجو با در اختیار داشتن مدرک لیسانس و گذراندن 140 واحد درسی، شناخت و تحلیل درست و عمیقی از موضوعات پیدا نمی‌کند. به یک معنا تا کسی قریب به 10 سال آموزش کافی نبیند (که معادل دکتری مي‌شود)، فاقد توانایی تحلیلی لازم برای ارائه خدمات جدی و کافی در این عرصه قلمداد مي‌گردد. به یک معنا مي‌توان گفت که ورود به عرصه علم اقتصاد، یک سرمایه گذاری دیربازده است. از این رو اگر کسی نتواند از حداقل صلاحیت لازم برای ارائه تحلیل‌هاي اقتصادی برخوردار شود (یعنی مدرک فوق لیسانس یا دکتری داشته باشد)، نمی‌تواند به راحتی تحلیل‌هاي خود را عرضه کند. به همین نسبت تفاوت درآمد میان دارندگان مدرک لیسانس علم اقتصاد و مدارک بالاتر آن برقرار است. کسانی که به مدرک لیسانس اقتصاد اکتفا کنند، در مقایسه با دارندگان مدارک بالاتر درآمد بسیار کمتری خواهند داشت.
مطلب فوق در کنار این واقعیت که دانشجو در برخی رشته‌هاي دیگر آموزش‌هاي ریاضی بهتری پیدا مي‌کند، موجب گردیده تا برخی از اساتید گزینه تحصیل در رشته‌هاي دیگری چون ریاضی، آمار و مهندسی را تا مقطع لیسانس پیشنهاد کرده و پس از آن برای مقاطع بالاتر فرد به رشته اقتصاد رجوع کند. به این ترتیب فرد نه تنها مي‌تواند ضعف درآمد کم ناشی از مدرک لیسانس اقتصاد را جبران کند، بلکه از ابزارهای ریاضی قوی تری نیز برخوردار خواهد شد. امروزه این گزینه در میان جوانان ممتاز رشته ریاضی-فیزیک به شدت مطرح است. این مساله خصوصا با توجه به این واقعیت که کیفیت ارائه آموزش اقتصاد در دانشگاه‌هاي ایران در سطوح کارشناسی بسیار نازل است تشدید مي‌شود. در برخی رشته‌ها نظیر رشته برق و کامپیوتر، 10 دانشگاه برتر ایران از استاندارد تدریس بسیار خوبی برخوردارند و قدرت رقابت خوبی با دانشگاه‌هاي ممتاز جهان و آمریکا دارند. دلیل آن نیز این است که هر سال تعداد قابل توجهی از دانش آموختگان رشته‌هاي مهندسی در 10 دانشگاه برتر جهان پذیرفته مي‌شوند.
اما این وضع در مورد رشته اقتصاد صادق نیست. هم اکنون دانشکده‌هاي اقتصاد نمی‌توانند ادعا کنند که کیفیت ارائه دروس قابل رقابتی با 20 دانشگاه برتر جهان دارند.
در مورد بازار کار رشته اقتصاد با توجه به نکات گفته شده مي‌توان نکاتی را به علاقه‌مندان یادآور شد:پیش از هر چیز باید به نکته گفته شده در بالا توجه داشت که علم اقتصاد، علم سياست‌گذاري و حکومت‌داری است. مقصود از این حرف این نیست که دانش‌آموختگان علم اقتصاد در مسوولیت حکومت‌داری، سياست‌گذاري و تصمیم‌گیری قرار مي‌گیرند.
ابدا اینگونه نیست. دانش‌آموختگان علم اقتصاد در موقعیت کارشناس و مشاور قرار مي‌گیرند و به کسانی که در موضع سياست‌گذاري و تصمیم‌گیری قرار دارند خدمات خود را عرضه مي‌کنند. پست‌هاي یاد شده معمولا (و در ایران تقریبا همیشه) توسط افراد سیاسی اشغال مي‌شود. نتیجه دیگری که از گفته مذکور مي‌توان گرفت این است که بازار کاراصلی برای این رشته در دولت است. اگر شما در حوزه اقتصاد کلان متخصص شوید، به صورت طبیعی باید به استخدام سازمان‌هايي چون بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی، سازمان برنامه و بودجه و وزارت بازرگانی در آیید. اگر در اقتصاد بهداشت مهارت یافته‌اید، مي‌توانید در سیاست‌گذاری‌هاي مربوط به بخش بهداشت و درمان مشارکت کنید. به طور مشابه، اگر در اقتصاد حمل و نقل تخصص دارید، وزارت راه و ترابری جایی است که خریدار تخصص شما خواهد بود. با این توصیف تاکید مي‌شود که دولت مهمترین خریدار تخصص اقتصاد خواهد بود. حال هر جا که خریدار واحد وجود دارد، عرضه‌کنندگان با محدودیت‌هايي روبه‌رو هستند. در اینجا نیز مهم‌ترین خریدار تخصص اقتصاد دولت به شمار مي‌رود. چنانچه به‌هر دلیل دولت تمایلی به استفاده از تخصص شما نداشته باشد، در آن صورت شما در یافتن شغل با مشکلات جدی روبه‌رو خواهید شد. در دوران معاصر دولت به دلیل اینکه اساسا علم اقتصاد را قبول نداشته و آن را غربی و ناسازگار با شرایط ایران مي‌دانسته، تقاضای جدی برای این خدمت نداشته است. دقیقا به همین دلیل نیز ارج واقعی برای این تخصص و حاملان آن قايل نبوده است. نشانه آشکار آن پرداخت‌هاي نامناسبی است که در بخش دولتی به دانش آموختگان رشته اقتصاد داده مي‌شود. به تعبیر دیگر، دانش آموختگان اقتصاد ناگزیر از کار در دولت مي‌شوند و همانگونه که همه مي‌دانند نرخ پرداخت حقوق و دستمزد در بخش دولتی کمتر از بخش خصوصی است. لذا در شرایط فعلی بازار کار جذابی در دولت وجود ندارد. این در حالی است که اگر واقعا اثربخشی مهم بود، متخصصان اقتصاد مي‌توانستند بیشترین درآمدها را کسب کنند. یک خطای کوچک در سياست‌گذاري مي‌تواند صدها میلیارد تومان زیان برجا گذارد. حال به طور منطقی اگر کسی بتواند با تخصص خود مانع از خطای مذکور شود، شایسته است که درآمدی معادل 1درصد منفعتی که ایجاد مي‌کند داشته باشد که طبیعتا عدد بسیار بزرگی خواهد شد. متاسفانه به دلیل ضابطه‌هاي دولتی چنین منطقی بر فعالیت‌هاي دولتی حاکم نیست و انگیزه لازم برای استفاده از تخصص اقتصاد در اصلاح سیاست گذاری‌هاي اقتصادی وجود ندارد. این در حالی است که بر اساس آخرین رتبه بندی صورت گرفته توسط مجله فوربس در مورد درآمدزایی رشته‌ها در بازار کار آمریکا (یا کشورهای توسعه یافته)، رشته اقتصاد بعد از رشته کامپیوتر در جایگاه دوم قرار دارد.
در کنار نکات فوق، باید به این نکته نیز اذعان داشت که غیر از دولت، شرکت‌ها و سازمان‌هاي بزرگ نظیر بانک‌ها، بیمه‌ها، شرکت‌هاي چند ملیتی و شرکت‌هاي نفتی از جمله مکان‌هايي هستند که تقاضای مشخصی برای تخصص اقتصاد دارند. اندازه این سازمان‌ها به قدری بزرگ است که در تحلیل فعالیت‌هاي خود و انتخاب استراتژی مناسب و ارزیابی محیطی ناگزیر از به‌کارگیری تخصص اقتصاد هستند. خوشبختانه تقاضای این بنگاه‌ها واقعی است و تخصص اقتصاد در چنین سازمان‌هايي قدر و رتبه واقعی خود را دارد. به تبع آن پرداخت‌هاي بسیار خوبی نیز دارند.

منبع: Rastak.com سایت رستاک

رستاک ؛ سایت تحلیلی اقتصاد آزاد

http://www.rastak.com/printshow.php?id=1431

----------------------------------------------------------------------------

قسمت دوم:

اقتصاد خرد

دانش اقتصاد دو شاخه اصلی دارد. اقتصاد خرد و اقتصاد کلان. اقتصاد خرد به بررسی رفتار مصرف کننده و تولید کننده می‌پردازد و اساس آن مدلهای ریاضی است.اقتصاد خرد شاخه ای از علم اقتصاد است که به چگونگی رفتار انسان ها و انتخابهایشان در سطح واحدهای خرد یا کوچک اقتصادی مانند یک فرد،یک بنگاه،یک صنعت یا بازار یک کالای خاص می‌پردازد.

منبع:  http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%AF

اقتصاد کلان

دانش اقتصاد دو شاخه اصلی دارد. اقتصاد خرد و اقتصاد کلان. اقتصاد کلان به بررسی رفتار عمومی بنگاهها و کل نظام اقتصادی می‌پردازد. موضوع اقتصاد کلان رویه دولتها و روابط اقتصادی ملتهاست.[۱]

اقتصاد کلان در واقع مطالعه و تجزیه و تحلیل پدیده ها و متغیرهای کلی اقتصادی(متغیرهایی مانند سطح کل تولید جامعه و عوامل تشکیل دهنده ی آن، سطح عمومی قیمت ها، سطح اشتغال، رشد اقتصادی و متوسط دستمزدها برای تمامی کارگران شاغل در اقتصاد)، بررسی روابط بین آنها به منظور پیش بینی و اتخاذ سیاست های مناسب در آینده، و تصحیح سیاست ها و تصمیمات اقتصادی گذشته است.[۲]

اهمیت مطالعه ی اقتصاد کلان

چون اقتصاد کلان مطالعه ی متغیرهای اقتصادی در سطح کل یا جامعه است و از طرفی مسائل اقتصادی در سطح جامعه در بسیار موارد ابعاد غیر اقتصادی، به خصوص اجتماعی-سیاسی و حتی بین المللی به خود می‌گیرند، بنابراین مطالعه ی اقتصاد کلان از این نظر نیز اهمیت می‌یابد.[۳]

منبع: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86

  1. اقتصاد چیست؟،محمد مهدی بهکیش، نشر نی، چاپ دوم،۱۳۸۱
  2. تئوری اقتصاد کلان 1، صفحه 10، مؤلف: محمود روزبهان، شابک: 964 - 437 - 034 - 1، انتشارات گیلان، چاپ سی و سوم، 1387
  3. تئوری اقتصاد کلان 1، صفحه 11، مؤلف: محمود روزبهان، شابک: 964 - 437 - 034 - 1، انتشارات گیلان، چاپ سی و سوم، 1387

------------------------------

علم اقتصاد:

اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه کالاها و تولیدات می‌پردازد. پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسان‌هاست. این دانش به دو بخش اصلی اقتصاد خرد و کلان تقسیم می‌شود.
آدام اسمیت پدر علم اقتصاد می‌باشد. امروزه این علم با استفاده از مدلهای ریاضی از سایر علوم انسانی فاصله گرفته است. برای نمونه نظریه بازی‌ها که با استفاده از توپولوژی در حال گسترش است. در زمینه اقتصاد کلان نیز معادلات دیفرانسیل و بهینه سازی توابع مطلوبیت انتگرال با محدودیت معادلات دیفرانسیل معروف به معادلات هامیلتونی رواج دارد.

منبع:http://fa.wikipedia.org

-------------------------------

تعدادی از مفاهیم

در دنیایی که زندگی می کنیم از یک طرف با نیاز های گوناگون انسان ها مواجه می باشیم و از طرف دیگر با محدودیت و کمیابی منابع تولید به منظور رفع این نیاز ها مواجه هستیم.بنا براین، تلاش همیشگی بشر در طول تاریخ برای تأمین نیاز های نا محدودش با استفاده از منابع تولیدی کمیاب و محدود، منجر به پیدایش، تحول و تکامل علم اقتصاد گردید.

در یک تعریف کلی اقتصاد علمی است که به مطالعه کاربرد و نحوه تخصیص بهینه منابع تولیدی محدود و کمیاب، به منظور تأمین بیشترین نیاز های نا محدود بشری می پردازد.

 منابع تولید کلیه نهاده هایی هستند که در تولید کالا ها و خدمات به کار می روند. در این راستا معمولا از عواملی چون نیروی کار، سرمایه، طبیعت و مدیریت به عنوان عوامل اصلی تولید در کنار فناوری(تکنولوژی) و امنیت نام برده می شود." منبع:دهقانی،علی، اقتصاد خرد، تهران، ترمه، 1385

موضوع مرتبط:http://www.goriz.blogfa.com/post-13.aspx 

تقاضا

مقدار مشخصی از کالا یا خدمات در یک قیمت مشخص که مصرف کننده یا گروه مصرف کنندگان تمایل و توانایی دارند که خریداری کنند.

http://www.investorwords.com/1396/demand.htm

-----------------------------------------------

آشوب و اغتشاش به نفع جامعه نیست

در روز های گذشته در برخی شهر ها و دانشگاه های کشور تظاهرات اعتراض آمیز برپا شده و گاها این اعتراضات به درگیری نیز انجامیده است.
سوای از این مسئله که آیا انتخابات سالم برگزار شده یا نه  که به نظرم بهتر است در این مورد کمی خوشبینی و حسن ظن مان زیادتر شود چون نتایج اعلام شده و بعدا که جزئیات بیشتری اعلام بشود بهتر خواهیم توانست تصمیم گیری کنیم.

تجربه ثابت کرده است که حرکت های اعتراضی این گونه و آشوب و درگیری نهایتا نفعی برای مردم نخواهد داشت.
منطقی به نظر می رسه که معترضان کمی صبر کنند تا اسناد و دلایل بیشتری فرصت مطرح شدن داشته باشد.

من آن کشور آرام خودم را بیشتر ترجیح می دهم. در آرامش و امنیت فرصتی پیدا می شود تا راهکار هایی اساسی تر و محکم تر برای رفع این معضل ارائه بشود.

فهرست 10 اقتصاد بالاتر از نظر تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید

منبع: EconomyWatch.com | World, US and Indian Economy  

فهرست 10 اقتصاد بالاتر از نظر تولید ناخالص داخلی(gdp)  بر اساس برابری قدرت خرید و سهم هر یک از بخش ها از تولید ناخالص داخلی

--------------

جدول 1: فهرست 10 اقتصاد بالاتر جهان از نظر تولید ناخالص داخلی(gdp) بر اساس برابری قدرت خرید

Here is the Top 10, as listed by PPP GDP:

Ranking Country Approximate GDP- Purchasing Power Parity
1 United States of America $13,860,000,000,000
2 China $7,043,000,000,000
3 Japan $4,305,000,000,000
4 India $2,965,000,000,000
5 Germany $2,833,000,000,000
6 United Kingdom $2,147,000,000,000
7 Russia $2,076,000,000,000
8 France $2,067,000,000,000
9 Brazil $1,838,000,000,000
10 Italy $1,800,000,000,000

......................................

جدول 2: درصد مشارکت در gdp برای هر یک از بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات

The following table shows the percentage of GDP contributed by each sector in the top ten economies of the world:

Country Contribution of Services Sector in GDP (estimated for 2007)
(خدمات)
Contribution of Industrial Sector in GDP
(صنعت)
Contribution of Agricultural Sector in GDP
(کشاورزی)
United States of America 78.5% 20.6% 0.9%
China 39.5% 49.5% 11%
Japan 73.3% 25.2% 1.5%
India 55% 28.4% 16.6%
Germany 69.5% 26.9% 0.9%
United Kingdom 75.5% 23.6% 0.9%
Russia 56.3% 39.1% 4.6%
France 77.3% 20.7% 2%
Brazil 64% 30.8% 5.1%
Italy 69.3% 32% 5%


منبع: http://www.economywatch.com/economies-in-top/

گذری بر وقایع: انتخابات، بمب گذاری در زاهدان

انتخابات، بمب گذاری در زاهدان، صدا و سیما، روستا، دانشگاه، امتحانات

امتحانات پایان ترم نزدیکه و فرصت نمی کنم که وبلاگم رو زود به زود به روز کنم.  برای همین چند تا مطلب را به یکبار خلاصه می کنم و همش رو با هم در یک پست میارم گرچه هر کدام از موارد فوق را به راحتی نمی توان خلاصه کرد و باید با تفصیل زیادی روی دلایل و جزئیات آن بحث کرد.

۱- هفته گذشته به روستامان رفته بودم. فکر می کردم بحث های انتخاباتی هم در روستا داغ باشد ولی اینطور نبود. فقط  آقای موسوی ستاد داشت که به قول یکی از همشهری ها(بهاباد) چایخانه بود تا ستاد و پارچه نوشته ای هم از آقای احمدی نژاد.

من وقتی در دانشگاه هستم هر روز از طریق اینترنت و سایت های مختلف نگاهی به خبر ها می اندازم ولی چند روز گذشته فقط تلویزیون در دسترس بود. و در واقع وقتی برای مدتی اخبار را از سایت دنبال کنی و بعد به اخبار تلویزیون گوش بدهی متوجه می شوی که اخبار صدا و سیما هیچ حرف تازه ای ندارد.  اخبار ساعت 9 شب که پر بیننده تر است نامزد های انتخابات و سخنرانی های آن ها را نشان نمی دهد. و بیشتر پیام های مسئولین را مبنی بر لزوم شرکت در انتخابات اعلام می کنند. و از این همه هیاهوی انتخاباتی و سخنرانی ها و اعتراض ها و انتقادات 3 نامزد دیگر از وضعیت فعلی و شعار های آن ها و برنامه هایشان و ... خبری نیست.

احتمالا مسئولین کشور می خواهند که مسائل جدیدی برای مردم مطرح نشود.  و برای انتخابات همان حرف هایی را بزنند و همان مسائلی برایشان مطرح باشد که سال ها پیش بوده است.

یکی از دلایلی که نتایج رای گیری در انتخابات ما گاهی اوقات کاملا غیر قابل پیش بینی است به نظر من همین محدودیت هایی است که در اطلاع رسانی به وجود آمده است. وقتی صدا و سیما که عمده ترین وسیله اطلاع رسانی به اکثریت جامعه است محدودیت دارد (صدا و سیمای کاملا انحصاری در دست دولت و حکومت و اجازه ندادن به دیگران برای داشتن چنین وسیله اطلاع رسانی  نتیجه اش در هر حال همین جور وضعیتی خواهد بود.)

در نبود اطلاعات کافی مردم بر اساس معیار هایی دست به انتخاب خواهند زد که خارج از معیار های طبیعی آن است. و مثلا به جای ارزیابی نامزد ها بر اساس سیاست اقتصادی، برنامه های فرهنگی، مسائل مذهبی، سیاست خارجی، برنامه های اعلام شده آنها برای بخش های مختلف و ... چون اطلاعات کافی در این باره به دستشان نرسیده است بر اساس معیار های دیگری که مثلا تصورشان از یک نماینده، پیش داوری در مورد برنامه های آتی نماینده مورد نظر ، قیافه، شعار های کلی و ...رای می دهند.

حال هر کدام از نامزد ها که رییس جمهور بشوند بر اساس برنامه های خودشان کار خواهند کرد نه بر اساس تصورات مردم. و اگر تصورات افراد بر اثر نبود اطلاعات کافی با برنامه ها و شعار های گفته شده قبل از انتخابات مغایر باشد بسیاری از مردم دلسرد شده و به سیاست های دولت بدبین می شوند و تمایلشان را برای همکاری در برنامه های دولت تضعیف می شود که یکی ازنتایج هماهنگ نبودن مردم با دولت کند شدن پیشرفت و برنامه های توسعه خواهد بود.

از این لحاظ اطلاع رسانی ناقص از روند انتخابات به ضرر افراد جامعه و کشور است. هر چند که برای دولت فعلی و تعدادی از سازمان های دیگر می تواند مفید باشد.

 ---------------------------------------------------------------------------------------------

۲-  موضوع دیگری که به طور خلاصه اشاره می کنم و بسیار مهم است، بمب گذاری در مسجدی در زاهدان است.

دیروز که به زاهدان آمدم جزئیات بیشتری را از دوستانم شنیدم. در این بمب گذاری تعداد 25 نفر تا حالا شهید و 125 نفر زخمی شده اند. البته فرقی نمی کند که آن ها را شهید بنامیم یا کشته، آن ها قربانی یک تعصب کور شده اند. یکی از مسایل دیگر در این باره این است که عملیات تروریستی به صورت انتحاری بوده.

و بر اساس شنیده ها بعد از آن هم دیروز و امروز تعدادی از زاهدانی ها با هم درگیر شده اند. به مغازه ها خسارت هایی وارد و شیشه های تعدادی از ماشین ها و مغازه ها شکسته اند و به عبارتی جنگ و اختلاف در این شهر دامن زده شده.

جای امید واری است که مسئولان کشور  و همچنین مراجع و دیگران این حادثه را جدی گرفته اند و برای آن بیانیه صادر کردند. چون طی این چند سالی که من در اینجا بوده ام بار ها شنیده ام که مثلا در سراوان یا منطقه دیگری عملیات تروریستی انجام می شد و چند نفر که بیشتر سرباز بودند کشته می شدند و البته آب از آب تکان نمی خورد و حتی خبر آن هم در هیچ رسانه ای انتشار نمی یافت و مسئولین این استان انتشار چنین اخباری را هم به دلیل نا امن نشان داده شدن استان نا مطلوب می دانند. و بی خیال مردم این استان که باید در این شرایط زندگی کنند.

به نظر من جهل و بی دانشی باعث می شود که چنین کار قبیح و نا جوانمردانه ای از کسی سر بزند.

کسانی  که به هر دلیلی دست به چنین جنایات و وحشی گری هایی می زنند و عده ای را آن هم در خانه خدا و در حال نماز به خاک و خون می کشند هیچ جای دفاعی برایشان وجود ندارد. در اینجا به نظرم باید بین مردم عادی بلوچستان با تعدادی از افرادی که راه جنایت در پیش گرفته اند و  تفکیک قائل بشویم.  

 ولی مسئله به همین راحتی ها هم نیست که آنرا دعوای شیعه و سنی یا کار استکبار یا ... بدانیم.   همانقدر که در به وجود آمدن چنین حادثه ای تفکر وهابیت می تواند نقش داشته باشد، بغض و کینه های قدیمی و سرخوردگی های گذشته، اختلافات طبقاتی، احساس بلوچ ها مبنی بر مورد تبعیض و بی عدالتی  واقع شدن و سیاست های نادرست هم می تواند در ادامه یافتن آن نقش زیادی داشته باشد. 

مسئولان کشور متفقا این کار را کار دشمنان و خارجی ها  می دانند ولی وقتی می شنویم این حمله به صورت انتحاری بوده و نیز وقوع درگیری بین تعدادی از مردم شیعه و سنی و در ادامه تغییر هویت درگیری ها و غلبه هویت قومی بر مذهبی مسئله پیچیده تر می شود.

گاهی اوقات فکر می کنم که با توجه به شرایطی که در این استان هست و با توجه به سیاست هایی که مسئولان اینجا در پیش می گیرند و ... خود این سیاست ها  به ایجاد زمینه های چنین اقداماتی کمک می کند. من بلوچ هایی را دیده ام که شکایت می کنند از تبعیض هایی که در این منطقه بر علیه آن ها وجود دارد. و بعد از این حوادث با خودم می اندیشم که احتمالا تعدادی از بلوچها که اکثرا سنی هستند از چنین اقدامات و بمب گذاری هایی ممکن است قلبا حتی خوشحال هم بشوند. و این وسط مردم عادی شیعه و سنی هستند که ضرر می کنند.

آقای ملا زهی تحلیلگر مسائل افغانستان و پاکستان در گفتگو با هفته نامه صبح زاهدان گفته بود جمهوری اسلامی در اینجا از نیروی دافعه خود استفاده می کند به جای استفاده از نیروی جاذبه و این خطرناک است.

ناامنی و وضعیت نابسامان کشور پاکستان نیز بر این استان تاثیر نامطلوب دارد. "از سوي ديگر به جهت حساسيتي كه اين استان از نظر مجاورت با افغانستان و پاكستان دارد سوداگران مرگ نيز كه حضور نيروهاي امنيتي فعال ما را مانعي جدي در راه عبور دادن مواد مخدر از طريق اين استان مي‌بينند بسيار علاقمندند كه وضع زاهدان و ديگر شهرهاي استان در درگيري‌هاي فرقه فرو رود تا آنها بهتر و با خيال راحت بتوانند با بهره‌گيري از وضعي كه به دنبال آن مي‌باشند سهل‌تر به اهداف شوم خود برسند."(روزنامه اطلاعات)

ولی به هر حال مسئولان ما حق ندارند در این باره مثل گذشته صورت مسئله را پاک کنند و انتظار است که این بار عمق مشکلات را بپذیرند و در پی چاره ای بنیادی تر باشند.

 

دیگران:

حادثه زاهدان و لزوم هوشياري بيشتر-روزنامه اطلاعات شماره ۲۴۴۸۱

 

اقتصاد ایران در فردای انتخابات

دکتر سیداحمد میرمطهری
خبرها کوتاه است: فرهنگیان در فیش حقوقی اردیبهشت، تمام مبالغ تفاوت احكام خود را بر اساس قانون مدیریت خدمات كشوری دریافت خواهند كرد. از سوی دیگر، پنج ميليون و 500‌هزار نفر از مشمولان مرحله دوم سهام عدالت شامل روستاييان و عشاير از هفته گذشته ...

... مشمول دریافت 80‌هزار تومان سود سهام عدالت شدند. همچنین، اعلام شد: مابه‌التفاوت افزايش حقوق مستمري‌بگيران تامين اجتماعي همراه با حقوق خرداد آنها پرداخت مي‌شود. این مابه‌التفاوت شامل افزايش حقوق سه ماه بهار بازنشستگان تامين اجتماعي است که اوايل خرداد پرداخت مي‌شود.
هرکدام از این مصوبات حائز بار مالی سنگینی برای اقتصاد ایران هستند. مثلا بر اساس مصوبه افزایش حقوق فرهنگیان، حقوق فرهنگیان مرد بین 70 تا 150‌هزار تومان و بانوان فرهنگی بین 50 تا 100‌هزار تومان افزایش یافته است. گفتنی است در حال حاضر بیش از یك میلیون و 200‌هزار نفر در آموزش و پرورش فعالیت مي‌كنند كه تقریباً 90‌درصد آن‌ها مشمول این افزایش حقوق می‌شوند.
مواردی که در بالا از آن نام بردم، تنها سه نمونه از تزریق گسترده نقدینگی به اقتصاد ایران در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری است و مي‌دانیم كه هزینه‌هایی از این دست، محدود به موارد یادشده نیست. بدون تردید، هیچ‌کس با بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان، بازنشستگان، روستاییان و عشایر و گروه‌های کم‌درآمد شهری و روستایی مخالف نیست. ولی شیوه‌هایی از این دست، تبعاتی برای اقتصاد ایران دارد و در میان‌مدت تاثیراتی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت که می‌تواند تاثیر معکوس بر بهبود وضعیت درآمدی و نیز رشد و توسعه اقتصادی کشور داشته باشد.
طبعا یکی از نخستین پیامدهای افزایش‌های این گونه رشد میل به مصرف در این گروه‌های درآمدی است. در شرایط رکود کنونی اقتصاد، البته افزایش میل به مصرف تاثیراتی موقتی و زودگذر روی بهبود عملکرد اقتصادی دارد و اما از آن مهم‌تر تاثیراتی در شکل‌گیری الگوی مصرفی دارد که با توجه به سياست تثبيت ارزي می‌تواند به‌شدت ضدمولد باشد.
نکته‌ بعدی آن است که افزایش شدید هزینه‌های عمومي‌در ماه‌های نخست سال پیامدهای محدودکننده شدیدی روی استمرار هزینه‌های عمومي‌در ماه‌های بعدی خواهد گذاشت. بدون تردید هزینه‌های جاری دولت از انعطاف چندانی برخوردار نیست که طی ماه‌های بعد امکان کاهش آن وجود داشته باشد. از این رو، بیشترین آسیب ناشی از هزینه‌هایی که به‌سرعت طی هفته‌های اخیر در اقتصاد ایران انجام می‌شود، بر روی هزینه‌های عمرانی اقتصاد خواهد بود. کاهش هزینه‌های عمرانی نیز تعمیق و تشدید رکود و بیکاری را به‌ همراه دارد. از این رو، با این شیوه هزینه‌کردن دولت در ماه‌های نخست سال بی آن که پی‌آمدهای آن بر سرنوشت ماه‌های آتی اقتصاد دیده شود، کاندیدای پیروز در انتخابات، خواه رییس جمهور محترم کنونی و خواه هر یک از سه کاندیدای محترم دیگر، با شرایط دشواری مواجه خواهد بود.
در این شرایط تنها دو امکان پیش رو است. یا آن که بنشینیم و آرزو کنیم بهای فروش نفت طی ماه‌های آتی افزایش یابد تا حفظ سطح کنونی هزینه‌ها امکان‌پذیر باشد یا آن که منتظر بروز شوك در بازار ارز باشيم كه چنانچه غيرقابل مديريت شود، فوری‌ترین پیامد آن رشد تورم خواهد بود. در عین حال که به سبب کاهش ناگزیر هزینه‌ها طی ماه‌های باقی‌مانده سال، پیامدهای رفاهی اقدامات یادشده خیلی زود رنگ می‌بازد.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد،شماره ۱۸۰۵
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=158315

   

آقای رئیس جمهور مدل ارائه بدهید.

چند ماهی است که دنیا با بحران اقتصادی روبرو شده است و در بسیاری  از بازار ها رکود جایگزین رونق  سال های قبل شده است. این که ریشه های این بحران در کجاست من نمی خواهم در مورد آن صحبت کنم. بلکه می خواهم بگویم که آیا با پیدا شدن یک مشکل در یک سیستم آیا می توان کل آن سیستم را نفی کرد و آن را ناکارآمد پنداشت؟ و آیا صرفا نفی  یک سیستم برای کسانی که مدعی بینش خاص هستند کافی است؟

در کشور خودمان از چند وقت قبل که نشانه هایی از بحران مالی و رکود جهانی آشکار شد، به نظر می رسید مسئولانمان و مخصوصا آقای احمدی نژاد از این بابت خوشحال شده اند. آن ها البته قبل از این هم به کشور های غربی و هر آنچه به نوعی با غرب ارتباط می یابد اعتراض می کردند ولی با پیش آمدن بحران که ابتدا نشانه های آن در آمریکا دیده شد آن را مصداقی برای گفته های خود دانستند. رئیس جمهور در سخنرانی هایش وضعیت امروز را نتیجه روش های غلط نظام سرمایه داری می داند. و از بدی های نظام سرمایه داری و از نتایج ناگوار آن نطق ها می کنند و رهبرمان نیز. آقای احمدی نژاد اروپاییان را دعوت به بازگشت به ارزش های الهی می کند.

الان آنچه در بسیاری از کشور ها حاکم است یک نوع سرمایه داری مقرراتی است که در هر کشور با توجه به فرهنگ، ارزش ها، دین و ... متفاوت است بنابر این سخن گفتن از چیزی با عنوان مشخص "نظام سرمایه داری" قابل قبول نیست و اگر مشکلی در جایی وجود دارد باید همان جزئیات و مشکل خاص را معرفی و بررسی کرد. البته آمریکا بعد از این رکود و وضعیت نامناسب اکنون دارای نرخ تورم و بیکاری کمتر از ۱۰ در صد است ولی کشور خودمان نرخ تورم ۲۵ درصد و نرخ بیکاری بالای ۱۰ درصد دارد که معلوم نیست چرا مسئولانمان وضعیت خودمان را نمی بینند که اگر اکنون غرب در شرایط بحرانی است پس ما همواره در شرایط بحرانی بوده ایم.

حال بیاییم و به طور بسیار مختصر مقایسه ای با افکار سوسیالیستی سال های نیمه اول قرن بیستم، زمانی که در سال 1917 کمونسیت ها در شوروی قدرت را به دست گرفتند. آن ها نیز پایه و اساس گفته ها و شعار هایشان در نفی نظام سرمایه داری آن زمان کشور های غربی و انتقاد از شرایط نامطلوب آن ها استوار بود و حتی خود مارکس نیز راه رسیدن به جامعه بی طبقه ای که می گفت را به طور واضح و مشخص نگفته است. نقش دولت را در نظام مورد نظرش مشخص نمی کند و همچنین بدون هیچ آزمایش علمی تصویر بسیار زیبا را از آینده می دهد که با قیام کارگران و حذف طبقه سرمایه دار جامعه بدون طبقه به وقوع خواهد پیوست.

ولی در عمل دیدیم که آنچه به وقوع پیوست ضعف اقتصادی و متلاشی شدن بنیان های جوامع و نهایتا فروپاشی حکومت اکثر کشور هایی که نظام کمونیستس داشتند بود.

ما هم باید درس های تاریخ را ببینیم و نتایجی بگیریم.

با نگاه به تاریخ شوروی می بینیم که تنها نفی نظام های موجود کافی نیست. اگر شرایط بهتری را می خواهیم باید تلاش کنیم، علم بیشتری بیاموزیم و نظام جدیدی ارائه کنیم، نظامی که ارتباطات مشخص و قابل آزمون در آن باشد و با تمام جزئیات باز گو شود. نه اینکه تنها آرزو هایمان را که در قالب سیستم های موجود نمی یابیم سیستم را نا کارآمد بدانیم و بخواهیم که خارج از سیستم های موجود عمل کنیم.

بنا بر این من از رئیس جمهور درخواست دارم که به جای نشان دادن یک آرمانشهر زیبا در صورت عمل نکردن در سیستم های موجود ابتدا یک مدل ارائه بدهند. که البته ارائه دادن مدل کارامد به این آسانی نیست. چه بسا بر روی مدل های موجود سال ها دانشمندان تحقیق کرده اند و نقطه ضعف های آن را یافته اند و آن را کامل تر کرده اند.   

بررسی ریشه ها و زمینه های تورم در اقتصاد ایران طی سال های 1382 تا 1387

 

مطالب زیر نتیجه گیری(فصل چهارم) تحقیقی است که با عنوان فوق با همکاری دوستم انجام داده ام.

صفحه شخصی من در سایت irexpert  م(http://www.irexpert.ir/WebForms/ExpertPage/NewExpPage.aspx?EID=68515) . لطفا نظرات خودتان را درباره مطالب و احیانا اشتباهات و نقاط قوت و ضعف آن به من هم  اطلاع بدهید.

بررسی ریشه ها و زمینه های تورم در اقتصاد ایران طی سال های 1382 تا 1387

مجید زیرک-مهدی الهی..استاد راهنما:آقای شهبازی 

4-1 مقدمه

کشور ما سالهاست که از که از مشکلات عدیده اقتصادی رنج می برد. و هم چنین چندین بار بر اثر حوادث سیاسی ، اجتماعی ، یا تصمیمات اقتصادی متغییر های کلان اقتصادی  کشور دچار شکست ساختاری گشته است. شوک نفتی دهه پنجاه،اعتصاب ها و شورش های قبل از انقلاب ، هشت سال جنگ تحمیلی ،یکسان سازی نرخ ارز، طرح اصلاح ماده 3 برنامه چهارم توسعه(طرح تثبیت قیمت ها )، تغییرات نا منظم قیمت نفت از 8 دلار در سال های 77تا 45 دلار سال های ابتدای 87و دوباره نزول آن تا کمتر از 40 دلار در آبان و آذر 1387 و اتفاقات کوچک وبزرگ دیگر ،پدیده های بوده اند که با شدت و ضعف کمتر  یا بیشتر اقتصاد کشور را با بحران مواجه  ساخته اند . در این میان نرخ تورم یکی از مواردی بوده است که همواره فکر دولت ها را  به خود مشغول داشته است.

و همزمان با بحران های بوجود آمده ،نرخ تورم در سطوح بالا پایدار مانده است و در این مورد همواره هدف نهایی سیاست مداران رسیدن به نرخ تورم تک رقمی بوده است که با این شرایط دسترسی به آن امکان پذیر نبوده است.

تورم بالا مشکلات و پیامد های زیادی به دنبال دارد ، از جمله آنها تغییر توزیع درآمد ها در جامعه است که اکثرا توزیع درآمدها بدتر می شود زیرا در این میان با وجود این پدیده کسانی که حقوق ثابت دارند ضرر می کنند ، چون قدرت خرید درآمد های   پولی ثابت کاهش یافته است ، افراد با د رآمدهای پولی ثابت را کارگران و کارمندان تشکیل می دهند که اوضاع  درآمدی آنها بدتر می شود .

از اثرات دیگر تورم ، تاثیر آن بر رشد و توسعه اقتصادی می توان نام برد . اگر چه اقتصاد دانان، تورم ملایم یعنی رشد قیمتها در حدود 3یا 4 درصد را مضر نمی دانند و حتی آن را ضروری می دانند. ولی در اینجا منظور ما از بیان اثرات تورم ، افزایش سطح عمومی قیمت هاست که بی رویه ، مدام و مستمر باشد و گرنه بیشتر اقتصاد دانان هر نوع رشد قیمتی را تورم نمی دانند بنا بر این رشد 3یا 4 درصدی قیمت ها را تورم به حساب نمی آوریم.

وجود کلمه بی رویه در تعریفی که از تورم آمد بیانگر این مسئله است . تورم بالا و بی ثبات مقدمات رکود اقتصادی و اختلال در نظام  تخصیص قیمت ها را فراهم می آورد ، علاوه بر آن تورم بالا و بی ثبات موجب عدم اطمینان فعالان اقتصادی  و مردم خواهد شد.بدین ترتیب سرمایه گذاری بلند مدت به سمت سرمایه گذاری کوتاه مدت و فعالیت های غیر مولد و واسطه ای کشیده می شود. اثرات دیگر آن در فصل های قبل گفته شد.

4-2 بررسی فرضیه های تحقیق

هدف ما در این تحقیق بیان ریشه ها و زمینه های تورم طی 5 سال اخیر یعنی از سال 82 تا87 بوده است . برای این منظور ابتدا مروری بر تاریخ تورم در اقتصاد ایران و جهان داشته ایم تا پیش زمینه ای از تاریخ آن را یاد آوری کرده باشیم ، سپس برای بررسی ریشه ها و زمینه های آن از دید گاههای مختلف به این موضع پرداخته ایم. نتایج این تحقیق حاکی از این است که افزایش زیاد نقدینگی که برای اجرای سیاست های مختلف مثل گسترش بنگاه های زود بازده و موارد دیگرکه دولت بر آن تأکید داشت در سال های گذشته، سیاست های مالی انبساطی مثل افزایش مخارج دولت( اعم از افزایش بودجه های جاری و عمرانی)، و تحریم های اقتصادی که از طریق افزایش رابطه مبادله بر تورم تأثیر داشته است عوامل اصلی افزایش تورم در سال های اخیر بوده است.

همچنین در بلند مدت برای اینکه یک کاهش پایدار در نرخ تورم داشته باشیم اولا استقلال بانک مرکزی و اجرای سیاست هایی که منجر به تحقق اهداف تورمی شود و به تبع آن افزایش اعتبار سیاست گذاران پولی بسیار ضروری و تأثیر گذار است و ثانیا فقط با توسل به سیاست های سمت تقاضا نخواهیم توانست کاهش پایدار سطح تورم را داشته باشیم، مگر اینکه به طور موثر وکارا از ابزار های در دسترس جهت بهبود بهره وری کل عوامل تولید نیز بهره مند گردیم.(بانک مرکزی ،1385: 9)

افزایش نقدینگی تاثیر مثبتی بر تورم دارد . گرچه طی سالهای اخیر بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ تورم شکافی مشاهده می شود . که این شکاف تحت تاثیر عوامل دیگری است. با بررسی این  عوامل و کنار گذاشتن تاثیر شان، رابطه مستقیمی بین نرخ تورم و رشد نقدینگی اثبات می شود .عوامل متعددی باعث شکاف بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ رشد تورم شده است که خود این پدیده در سال های اولیه دولت نهم باعث بوجود آمدن این عقیده در بین مسئولان سیاسی کشور شده بود که سیاستهای افزایش نقدینگی و انبساط پولی و مالی هزینه های را بر جامعه تحمیل نمی کند. و با این دیدگاه و توجیه  همچنان سیاستهای انبساطی را پیگیری کردند.

بعضی از این عوامل که باعث این گسست شده اند بدین صورت بر شمرده اند: عدم استفاده از یک شاخص مناسب قیمت که نشان دهنده تغییرات قیمت تمامی کالا ها و خدمات مصرفی باشد، به همراه کاهش نرخ تعرفه های وارداتی ،رونق بورس اوراق بهادار و استمرار بهبود قیمت نفت طی سالهای گذشته و همچنین اداره بررسی های اقتصادی پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی یکی از عوامل این گسست را نحوه شکل گیر ی  انتظارات تورمی فعالان اقتصادی معرفی کرده است (بانک مرکزی ،1385: 22) اما در هر حال رابطه بلند مدت بین تورم و تغییر سطح سطح نقدینگی بر قرار است و هم اکنون به اذعان بسیاری از مقالات کشور سیاستهای پولی انبساطی بر افزایش اخیر نرخ تورم بیشترین تأثیر را داشته است.

حال به نظر ما در بررسی این موارد سوالی پیش می آید که چرا نرخ نقدینگی به این شدت افزایش یافته ؟ 39.4درصد رشد نقدینگی در سال 85 ، با وجود اینکه مقالات و کارشناسان بانک مرکزی دائما در گزارش هایشان به این اذعان داشته و گاها هشدار داده اند،شاید بتوان ریشه آن را در عدم استقالال بانک مرکزی در انخاب ابزارهای سیاستی جستجو کرد.  سوال دیگر که آیا این میزان رشد نقدینگی برای کشور ضرور ی است؟

و دهها سوال دیگر که در حل مسئله تورم و تعدیل نرخ تورم باید به آن توجه داشت.

مسئله دیگر که مهم تر از مباحث قبلی است توجه به تولید و بخش عرضه است. آنچه در بلند مدت باعث کاهش سطح تورم و نزول آن به نرخ های پایین و با ثبات خواهد شد تقویت بخش عرضه اقتصاد و به تبع آن افزایش تولید است.

تورم بالای چند سال اخیر مشکلات بخش عرضه وتولید کشور را به خوبی نشان می دهد و این نرخ تورم بالا حکایت از آن دارد  که در ایران با افزایش نقدینگی تولید به همان نسبت افزایش نیافته است.

وجود تنگناهای ساختاری اقتصاد کشور نیز همانطور که اشاره شد یکی از موانع اصلی رسیدن به اهداف اقتصادی می باشد .بنابراین به اذعان بسیاری از اقتصاد دانان ، اقتصاد کشور ما بیمار است. ساختار اقتصاد کشور دچار مشکل است و تا این ساختار اصلاح نشود همچنان با مشکلات مشابه ای روبرو خواهیم شد .

تورم علاوه بر سیاستهای نادرست اقتصادی مانند بکار گیری بیش از حد ظرفیت و نا بجا ی سیاست های انبساطی پولی و مالی معلول شرایط دیگری مثل مشکلات ساختاری (گسترش نا متوازن و نا هماهنگ بخشهای مختلف اقتصاد )تولید و بخش عرضه می باشد .

و اکنون گرچه افزایش نقدینگی یکی از علل اصلی افزایش تورم بوده است ولی در کنار آن ، این اتفاق تا حدودی مشکلات بخش تولید و نیز گسترش نا هماهنگ بخش های مختلف را عیان کرده است

4-3 پیشنهاد راه حل:

امروز برای رفع تورم باید راه حل هایی را برگزینیم که در بلند مدت تأثیر گذار باشند و در نهایت به کاهش پایدار تورم بیانجامند.

دولت ها در ایران بیشتر مواقع  اهداف کوتاه مدت را ترجیح داده اند . همانطور که قبلا مشاهده کرده ایم اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی در مورد تورم طی چند سال اخیر تحقق نیا فته است. به عنوان مثال نرخ تورم در سال 1386 با احتساب سال پایه 1383=100 معادل18.4 درصد بوده است در صورتی که هدف برنامه چهارم (1381=100) ،9.1 درصد بوده است همچنین هدف برنامه چهارم (1381=100) برای سال 1387 برابر 7.9 درصد می باشد که عملکرد 12 ماهه منتهی به آبان 87 (1383=100) برابر 24.3 بوده است.(نماگر های اقتصادی،سال های مختلف)

 در اینجا باید بیان کرد که یا برنامه ی چهارم  توسعه اقتصادی ، اجتماعی،فرهنگی با توجه به شرایط کشور قابل اجرا نیست یا دولت در اجرای آن ناتوان بوده است .  

همچنین در سال1384 ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه توسط مجلس هفتم تغییر یافت به امید اینکه در آرامش کوتاه مدت ایجاد شده اقتصاد کشور و مخصوصا دولت که بخش بزرگی از آن است بخش های مختلف خود را اصلاح کرده و بهره وری سرمایه و نیروی کار در کشور افزایش پیدا کند . اما همه این الزامات که مجلس هفتم در اصلاحیه خود (طرح مهار تورم ) به آن تأکید داشت در حد توصیه بود و عملا به غیر از تعیین دستوری قیمت برخی کالا ها و خدمات که توسط دولت  باید اجرا می شد برنامه مدونی برای اجزای دیگر طرح مورد اشاره (بهره وری و . . . .)تعیین نشده بود به این ترتیب منتقدان آن گفته اند یک برنامه 5 ساله به یک برنامه یک ساله تبدیل شد.(مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی،1383: 23)

بر خلاف سال های قبل در سال 86 و87 مسئولان دولت اعلام کردند که نقدینگی بالا عامل اصلی تورم بوده است.(فرزین،30/8/1387) و مسئولان بانک مرکزی نیز در دو سال اخیر سیاست های انقباضی پولی شدیدی را در پیش گرفتند. ولی این نوع برخورد توصیه نمی شود زیرا بر تولید اثرات نامطلوب دارد و در عوض تدوین یک برنامه بلدمدت برای کاهش پایدار تورم و در ابتدا تلاش برای کاهش بی ثباتی تورم پیشنهاد می شود. عمل به برنامه های 5 ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دادن اختیارات بیشتر و استقلال بیشتر به بانک مرکزی برای اجرای سیاست های پولی، لزوم پیگیری نظام هدف گذاری تورم و اجرای آن توسط نهاد های مختلف، بر طرف کردن موانع تولید اعم از موانع قانونی که باید توسط مجلس بررسی و برطرف شود از دیگر مواردی است که در بررسی و حل مشکل تورم توجه به آن ها ضروری است.

از استقلال تا اضمحلال اقتصادي

مقاله زیر در روزنامه دنیای اقتصاد،شماره ۱۷۹۱ آمده است. شاید  شما وقتی که از اخبار می شنوید که زیمبابوه تورم یک میلیون درصدی دارد  و دچار شرایط نامناسب اقتصادی است، یک پیش داوری راجع به فقر و بی سوادی و کمبود منابع و... این کشور در ذهنتان به وجود آید. اما این مقاله نگاهی متفاوت دارد. و البته حقیقتی که با پیش داوری های ما همخوانی ندارد. این که عامل مهم نابسامانی اوضاع زیمبابوه کمبود منابع، فقر و بی سوادی مردم، عدم استقلال و.. نبوده بلکه دلیل دیگری باید برای آن جستجو کرد.

به بهانه نابودي پول ملي ‌زیمبابوه

از استقلال تا اضمحلال اقتصادي

محمدصادق الحسینی
واحد پولی زیمبابوه برای حداقل یکسال به حالت تعلیق درآمد.

این خبری است که وزیر اقتصاد زیمبابوه به‌صورت رسمي‌اعلام کرده است.هرچند که دلار زیمبابوه از اواخر 2008 و بعد از آزاد اعلام شدن مبادله هر واحد پولی دیگر، عملا در جریان مبادلات مردم زیمبابوه جایی نداشت، اما اعلام رسمي‌تعلیق واحد پولی یک کشور که به‌قول وزیر اقتصاد‌اين کشور «به دلیل مرگ واحد پولی زیمبابوه از سال 2008 به بعد اتخاذ شده»، اقدامي‌است که جای توجه ویژه و پرداختن بسیار دارد.
ممکن است با شنیدن‌اين خبر مطالب گوناگونی در ذهن مخاطب تداعی شود؛ از جمله‌اين مفاهیم آشنا و پرکاربرد در فضای سیاسی و روشنفکری جامعه ايران، اين است که زیمبابوه کشور فقیری است، مردم ضعیف و بی‌سوادی دارد، در سیر روند تاریخ خود از زمان‌های دور بد اقبال بوده، از استقلال برخوردار نبوده و استثمار و سلطه بیگانگان‌اين کشور را به فلاکت کشانده، با توصیه نهادهای بين‌المللی به‌اينجا رسیده، سیاست‌های مردمي‌نداشته، زمام‌داران مردمي‌نداشته، سرمايه‌داران بی‌درد در‌اين کشور زمام امور را در دست داشته‌اند وغيره.
اما هیچ کدام از موارد فوق قرین واقعیت نیست.
زیمبابوه یکی از مهم‌ترين کشورهای دارای منابع طبیعی معدنی است(با دارا بودن معادن طلا، آهن، پلوتونیوم، مس، ذغال سنگ، پنبه نسوز، نیکل و ...)، نرخ بیسوادی پایینی دارد، تا قبل از اعلام استقلال در سال 1980 و حتی تا 1990 رشد اقتصادی ملایم و نسبتا قابل قبولی داشته،
حداقل از 1980 از استقلال کامل برخوردار بوده، به هیچ کدام از توصیه‌های سازمان‌های بين‌المللی وقعی نمي‌نهد و بالاخره مارکسیست- مائوئیست معروف و مبارزي ریاست جمهوری‌اين کشور را در دست دارد که از مردمي‌ترین روسای جمهور تاریخ (حداقل در آن زمان) محسوب مي‌شود.
اين محبوبيت تا بدان حد بود كه در سال 1980 پس از رسيدن وي به قدرت، هلهله‌اي در جامعه روشنفكري دنيا برپا شد.اما هیچ کدام از ‌اينها نتوانست به رشد و حرکت رو به جلوی زیمبابوه بینجامد، چرا كه كنار گذاشتن قوانين علمي اقتصاد موجبات حرکت قهقرایی و سقوط آزاد اقتصاد‌ اين کشور را فراهم كرد.کشوری که در سال 1980 درآمد ناخالص ملی(GNI) در حدود 5/8‌ میلیارد دلار آمریکا، تورم 7درصد و رشد اقتصادی 14‌درصد با زیرساخت‌هایی توسعه یافته داشته، هم اكنون و در سال 2008 درآمد ناخالص ملی برابر 2‌میلیارد دلار با تورم 231‌میلیون درصدی، رشد اقتصادی منفی سه و شش دهم درصدی، نرخ بیکاری بیش از 94‌درصد، توليد سرانه داخلي تنها 500دلاري با اقتصادي ويران، جامعه‌اي از هم فروپاشيده والبته ارتشي قدرتمند دارد.
اين ميراث موگابه و سياست‌هاي دولت‌گرا و سوسیالیستی-مارکسیستی اوست. این در حالی است که کشورهای همسایه زیمبابوه، همانند آفریقای جنوبی و بوتسوانا توانستند در همین مدت با تاریخی نسبتا مشابه و وقایعی تقریبا یکسان با زیمبابوه، اقتصاد خود را به پیش ببرند، به جرگه کشورهای توسعه یافته وارد شوند، فقر و فلاکت را کاهش دهند و رفاه و آسایش را برای مردم خود به ارمغان آورند.
خصوصا مقایسه زیمبابوه با آفریقای جنوبی و موگابه با ماندلا بسیار درس آموز و عبرت سوز است. به طوری که آفریقای جنوبی با تکیه بر علم اقتصاد، درآمد ناخالص ملی خود را چهار برابر افزايش داده، در حالي كه درآمد ناخالص داخلي زيمبابوه به يك چهارم كاهش يافته است.در راستای سیاست‌های پولی انبساطی، زیمبابوه تا به حال 3 مرتبه صفرهای جلوی اسکناس‌های خود را حذف کرده است، اما همگان مي‌دانند که بدون اصلاح سیاست‌های نادرست اقتصادی، حذف صفر از اسکناس‌ها دردی را دوا نمي‌کند! تا آنجا که وزیر اقتصاد‌ اين کشور مجبور مي‌شود پول‌ اين کشور را رسما حذف کند.‌جالب است ذكر شود كه همه اين اقدامات نابخردانه در راستاي دغدغه استقلال‌خواهي و استقلال‌طلبي صورت گرفته است.
اقداماتي كه نه تنها نتوانست براي زيمبابوه استقلال را به ارمغان آورد، بلكه اين كشور را مجبور به پذيرش واقعيت تلخ ديگري، يعني تعليق پول رسمي خود، كه يكي از اركان استقلال هر كشور به شمار مي‌آيد، كرد. اين بيش از هر چيز نشان از اين دارد كه استقلال امري با لذات نيست كه با مطرح كردن شعار به دست آيد، بلكه محصول اقدامات صحيح اقتصادي، تعامل با دنيا، احترام گذاشتن به علم و مستحكم كردن پايه‌هاي اقتصادي هر كشور است. به نظر مي‌رسد زيمبابوه امروز بيش از هر زمان ديگري بايد دل نگران استقلال از دست رفته خود باشد.
حذف پول ملي در شرايط فعلي اقتصاد زيمبابوه البته از چند جهت مي‌تواند مفيد باشد، اولين و مهم‌ترين آنها اين است كه باعث مي‌شود تا دولت اين كشور همچون دهه‌هاي گذشته نتواند اقدام به چاپ پول بدون پشتوانه (پولی که بدون وجود ذخایر ارزی و ذخایر طلا و صرفا با امضای رييس دولت چاپ مي‌شود) نماید.‌ اين امر به‌نوبه خود موجب خواهد شد تا دولت در مضیقه قرار گيرد و مجبور به اصلاح سیاست‌های نادرست سوسیالیستی- مارکسیستی خود شود. بنابراین هرچند شنیدن ‌اين چنین خبری تاسف بار است، اما مي‌توان به اصلاح سیاست‌های نادرست اقتصادی در زیمبابوه حتی با وجود تصميم‌ساز سوسیالیستی همچون موگابه امیدوار بود.گویا قهرمانان ملی دیروز و جویندگان آرمان شهرهای سترگ، باید فقر و فلاکت مردم را به چشم ببینند و جباريت واقعيت را از نزديك احساس كنند تا به اصلاح سیاست‌های نادرست و در پیش گرفتن سیاست‌های صحیح اقتصادی و منطبق بر علم اقتصاد روی آورند.
پانوشت: تمامي آمارها از UNDP و در پاره‌اي از IMF اتخاذ شده است.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 1791، 17/2/88

اصطلاحات اقتصادی  Economics Terminology

برتری مطلق(مزیت مطلق): توانایی تولید یک کالا با بکار بردن نهاده های کمتر نسبت به تولید کنندگان دیگر

مزیت نسبی: توانایی تولید یک کالا با هزینه فرصت پایین تر در مقایسه با سایر تولید کنندگان(ترجمه)

منبع۱: http://econfree.wikidot.com/economics-terminology

خط اعتبار: بیشترین مقدار پول در دسترس برای یک وام گیرنده که با شرایط ویژه ای از بانک وام بگیرد. منبع۲: http://www.mortgage101.com/article/economic-terminology

 

 

مقایسه مجموع مصارف انرژی در ایران و چند کشور جهان- انواع مصارف انرژی

http://www.eia.doe.gov/cabs/index.html

انواع مصارف انرژی در هند

انواع مصارف انرژی در کانادا

مصارف انرژی در قطر

انواع مصارف انرژی در اوکراین

 

منبع: http://www.eia.doe.gov/cabs/index.html

منبع(نمودار مربوط به ایران): http://www.eia.doe.gov/cabs/Iran/Background.html

 توضیح: Hydroelectric power: نیروگاه های برق آبی

 


Forest Flowers

برای اینکه یه تنوعی باشه اینم تصویر چند تا گل قشنگ

 

سخنرانی آقای احمدی نژاد در اجلاس دوربان2 و اقدام توهین آمیز تعدادی از هیات های نمایندگی کشور های ارو

دیروز آقای احمدی نژاد در اجلاس ضد نژاد پرستی در سوئیس به سخنرانی پرداخت. ایشان از تاریخ کشور های غربی و نژاد پرستی های قرن های گذشته در این کشور ها، ساختار نا عادلانه شورای امنیت و حق وتو، حمله آمریکا به عراق و افغانستان، دلایل بحران های جهانی و بحران مالی ، لزوم توجه به ارزش های الهی و انسانی و موارد دیگری و همچنین از هولوکاست و نژادپرستی رژیم صهیونیستی سخن گفت. وقتی که آقای احمدی نژاد شروع به صحبت در مورد اسرائیل کرد و آن را بدترین شکل نژاد پرستی دانست عده ای از افراد حاضر، جلسه را به نشانه اعتراض ترک کردند. که البته از قبل نیز برخی از دیپلمات ها تهدید کرده بودند که در صورت مطرح شدن این موضوع جلسه را ترک خواهند کرد. برخی از کشور ها مثل آلمان و هلند و آمریکا و اسرائیل و .. هم در این همایش شرکت نکرده بودند.

 متن كامل سخنراني احمدی‏نژاد در اجلاس دوربان

فیلم- بخشی از سخنرانی آقای احمدی نژاد در مورد رژیم صهیونیستی و ترک جلسه توسط برخی از شرکت کنندگان اروپایی http://www.youtube.com/watch?v=5hlxvMYu28Y

 به نظر می رسد آقای احمدی نژاد با لحن تندی کشور های غربی را مورد خطاب قرار داده بود و آن ها را به نژاد پرستی در قرن های گذشته و حال متهم کرده و ساختار شورای امنیت را باعث یک نوع تبعیض قانونی دانست. همچنین بخش زیادی از سخنان احمدی نژاد مربوط به نژادپرستی رژیم اسرائیل بود.

 قابل درک است که چنین سخنانی به مذاق سران برخی کشور های اروپایی که مورد خطاب قرار می گرفتند خوش  نیاید ولی ترک این اجلاس توسط برخی از آن ها اقدامی توهین آمیز و ناشایست است. هرچند که بعضی از حاضران نیز در تأیید و حمایت از سخنان رییس جمهور برای ایشان دست زدند. گرچه شخصا با بسیاری از سیاست های آقای احمدی نژاد و دولت نهم موافق نیستم و سیاست های اقتصادی ایشان را ناکارآمد می دانم ولی در اینجا از آقای احمدی نژاد دفاع می کنم. کشور های اروپایی که در این اجلاس شرکت نکرده اند و آنهایی که جلسه را ترک کردند خوب است بدانند که سخنان احمدی نژاد هم نماینده نوع دیگری از تفکر و بینش در سطح جهان است و با رویگرداندن ازآن و انکار این مسائل نمی توان از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرد. آیا نژاد پرستی فقط در کشور های غیر از اروپا و آمریکا اتفاق می افتد؟ همچین ناعادلانه بودن ساختار تصمیم گیری در شورای امنیت بر کسی پوشیده نیست.

ولی با این حال من به رییس جمهورمان هم انتقاداتی را وارد می دانم. ایشان باعث و بانی همه مشکلات و نابسامانی ها و معضلات امروز جهان را در کشور های دیگر و مخصوصا اروپا و آمریکا جستجو کرده است و به خودمان و کشور های مانند خودمان توجهی نکرده. انگار که کشور ما و امثال ما در این زمینه هیچ مشکلی نداشته و ندارد. آلبته ما در آموزه های دینی و اخلاقی مان هم داریم که اول باید عیب خودمان را بشناسیم و اصلاح کنیم و و در واقع به خودمان هم نگاهی بیندازیم. اگر بخواهیم تارخ کشور ها را بررسی کنیم حکومت های کشور خودمان هم در طول تاریخ دست به اعمال نادرستی زده اند و در حال حاضر هم نمی توان ادعا کرد که هیچ مشکلی نداریم. و همچنین پرداختن بیش از حد آقای احمدی نژاد به اسرائیل ایشان را از سایر مناطق و کشور های جهان مثل پاکستان و درگیری های دائمی قوم و قبیله ای و مذهبی در آن و کشور های دیگر غافل کرده است که این نوع برخورد متفاوت با مسائل مشابه زمینه را فراهم می کند تا از چشم بعضی از مردم جهان این گفته ها بیشتر یک نوع خصومت شخصی آقای احمدی نژاد با رژیم صهیونیستی تلقی شود.

همچنین ایشان در این اجلاس راه حل معینی برای مشکلات مطرح شده ارائه نکرد و سخنرانی شان مثل همیشه نصیحت گونه و فاقد راه حل اجرایی مناسب. البته ایشان گفته است که برای حل بحران اقتصادی جهان برنامه ای ارائه خواهد کرد ولی موضوع اصلی مبارزه با نژاد پرستی است. گرچه در کل باید این جسارت رئیس جمهور را در اعتراض به وضع موجود و تلنگر زدن به کشور های قدرتمند ستود ولی فقط سخنرانی تنها نمی تواند کافی باشد. ایشان بار ها چنین سخنانی را مطرح کرده اند و حال باید بررسی کنند و ببینند که این سخنان و اعتراض ها چقدر نتیجه داشته است و چه نوع بازخورد هایی.

ارزیابی بودجة سال 1388 با تاکید بر نقش افزایش قیمت انرژی و نرخ ارز و جبران خانوارها

مسعود نیلی- فرید فرخی- امیر رضا سید خسرو شاهی
چکیده                                                                                       تاریخ انتشار:28 اسفند 87

با طراحی مدلی برای بودجه دولت، امکان بررسی کمی تاثیر سیاست‏های متفاوت دولت بر تامین منابع بودجه و بر رفاه مصرف‏کننده و تولید‏کننده قابل‏ارزیابی است. به این منظور: (الف) تحلیل رفتار منابع و مصارف بودجه از طریق مدل‏سازی رفتار اقلام بودجه انجام شده و (ب) در برش‏های مختلف از قیمت نفت، رفتار بودجه در سناریوهای مختلفی از وضعیت نرخ ارز و قیمت حامل‏های انرژی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحلیلی مدل، حاکی از این است که: (۱) هدفمند کردن یارانه‌ها (اصلاح قیمت انرژی) به تنهایی برای تأمین منابع بودجه دولت کافی نیست؛ (۲) در هر سناریوی ممکن، اصلاح نرخ ارز برای تأمین منابع بودجه ضروری است؛ (۳) در نفت ۵/۳۷ دلاری، حتی در سناریوهایی از نرخ ارز و قیمت انرژی که منابع بودجه قابل‏تامین است، باقی‏مانده درآمدهای آزاد شده، مقدار قابل‏توجهی نخواهد بود و تقسیم این منابع بین تمام یا حتی نیمی از دهک‏ها تاثیر معنی‏داری روی رفاه اجتماعی ندارد.


 

مقدمه

سال آینده سالی دشوار برای اقتصاد جهانی است و بیش‌تر کشورها در تدارک طراحی واکنشی مناسب به بحران مالی جهانی و رکود اقتصادی هستند. در این میان، اقتصاد ایران نیز از تأثیرات این بحران ایمن نخواهد ماند و بحران مالی جهانی از طریق کاهش قیمت نفت، کاهش شدید قیمت فلزات، افت زیاد شاخص بورس و کاهش صادرات غیرنفتی بر آن تأثیر منفی می‌گذارد. علاوه بر پیامدهای بحران مالی جهانی، شرایط کنونی اقتصاد ایران نیز اهمیت توجه جدی به شرایط اقتصادی سال آتی را دو چندان می‌کند؛ شرایطی از جمله افزایش قابل توجه سطح مخارج دولت و در نتیجه افزایش شدید نیازهای مالی دولت، افزایش قابل توجه واردات و در نتیجه آسیب‌پذیری تراز پرداخت‌ها نسبت به کاهش درآمدهای ارزی، رکود بخش مسکن و عدم تعادل در منابع و مصارف سیستم بانکی.

در کنار شرایط ترسیم شده، طرح مباحثی در عرصه سیاست‌گذاری شامل افزایش قیمت حامل‌های انرژی، راه‌اندازی نظام جدید ارتباط مالی بین دولت، بنگاه‌ها و خانوارها در چارچوب پرداخت‌های مستقیم و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری که به معنی افزایش حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان است، مقوله‏ای جدید است که می‏تواند به‏طور جدی بر عملکرد اقتصاد کشور در سال آینده تاثیرگذار باشد.

از آن‌جایی که در کشور ما، بودجه دولت سندی است که بخش قابل توجهی از شرایط عمومی اقتصاد و تحولات سیاست‌گذاری در آن انعکاس می یابد، در این نوشته بر تحلیل و ارزیابی سند بودجه سال ۸۸ متمرکز شده‌ایم. بر این اساس تصویری از بودجه در سناریوهای مختلف قیمت نفت از یک سو و سیاست‌های متفاوت در مورد نرخ ارز و قیمت انرژی از سوی دیگر، ارائه شده‏است. برای تحلیل رفتار بودجه، مدلی برای توضیح رفتار درآمدها و هزینه‌های دولت در بودجه سال‌های گذشته طراحی شده و با استفاده از نتایج آن، پیش‌بینی‌هایی در مورد درآمدها و هزینه‌های بودجه سال آینده و منابع قابل تخصیص به خانوارها و صنایع در هر سناریو به دست آمده است. توضیح کامل مدل همراه با جزییات آن، خارج از قالب این مقاله است و مستلزم وارد شدن به معادلات سازنده مدل می‏باشد. اما برای آشنایی با اجزای مدل، در قسمت ضمیمه، بلوک‏های اصلی آن به اختصار شرح داده شده‏اند. 

۱. ابزار دولت در سیاست‏گذاری اقتصادی برای بودجه

با صرف‏نظر از امکان استقراض از بانک مرکزی، ابزارهای اصلی در اختیار دولت برای کنترل بودجه شامل نرخ ارز و قیمت حامل‌های انرژی است.

۱.۱. نرخ ارز

در کشورهای توسعه‌یافته، ابزار اصلی دولت در بخش درآمدهای بودجه، مالیات است. چرا که منابع بودجه دولت در این کشورها به طور عمده از طریق مالیات‌ها تأمین می‌شود. در کشور ما، اما، درآمدهای مالیاتی به طور عام و نرخ مالیات به طور خاص، به عنوان ابزار اصلی...

منبع: سایت رستاک-http://www.rastak.com/showtext.php?id=2218

ادامه نوشته

میزان دستیابی به اهداف برنامه چهارم در زمینه تورم

  نرح تورم تحقق یافته نرخ تورم هدف برنامه سوم و چهارم
1380 11.4 17.5
1381 15.8 15.3
1382 15.6 14
1383 15.2 13
1384 12.1 14.6
1385 11.9 11.5
1386 18.4 9.1
1387 25.4 7.9

منبع ارقام جدول:  شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی سال های مختلف ، http://www.cbi.ir/category/1611.aspx   ، نماگرهای اقتصادی سال های مختلف در سایت بانک مرکزی ، http://www.cbi.ir/showitem/6076.aspx

دیگر لینک ها:

داده ها و ستانده های دولت در برنامه چهارم-روزنامه همشهری۲۵/۱/۸۸

 جداول كمي برنامه چهارم توسعه

قانون برنامه چهارم توسعه- وب سایت وزارت اقتصاد و امور دارایی

 

مسئولیت ما در برابر مردم کشور های همسایه

کلمات کلیدی: وضعیت مردم افغانستان، نیروی کار خارجی، کشور های همسایه، جذب نخبگان خارجی، مسئولیت در برابر همسایگان و سایر انسان ها

در خبر ها آمده بود که 63 مهاجر غیر قانونی که قصد داشته اند از طریق پاکستان به ایران و کشور های اروپایی بروند در کویته پاکستان کشته شده اند.. آن ها برای یافتن یک زندگی بهتر حاضر به رفتن به چنین سفر پر مخاطره ای می شوند.

در افغانستان و پاکستان چه می گذرد؟ وضعیت زندگی مردم آن جا چگونه است؟ چرا آن ها حاضرند سرزمین خودشان را ترک کنند و قدم در چنین راه پر مشقتی بگذارند؟ تا به حال چقدر برای ما چنین سوالاتی پیش آمده. چقدر به فکر همسایگانمان بوده ایم.  آقای جبل عاملی در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد به دفاع از نیروی کار خارجی پرداخته و در ابتدا می گویند: سخت است دفاع از کسانی که متاسفانه در نگاه عامه، شهروندان درجه دوم تلقی مي‌شوند. من اعتقاد دارم نه دفاع بلکه ما در برابر مردم کشور های همسایه مسئولیت داریم. آیا فقط وجود یک مرز جغرافیایی باید باعث شود که سطح زندگی مردم این سو و آن سوی مرز فرسنگ ها با هم فاصله داشته باشد.

کشور ما دارای منابع عظیم  نفت و گاز است و بیشتر به یمن وجود همین عامل ما می توانیم زندگی بهتری داشته باشیم. آموزش ابتدایی، راهنمایی و متوسطه رایگان، و بعد از آن امکان استفاده از آموزش عالی رایگان. حمل و نقل ارزان تر، توانایی اجرای پروژه های بزرگ صنعتی و رفاه بیشتر به دلیل در آمد های بیشتر..حال این تصویر را به ذهنم می آورم که مردم افغانستان چنین شرایطی ندارند. به گزارش سازمان بشردوستانه آکسفام (Oxfam) بيش از يک چهارم مردم افغانستان در حال حاضر به شدت آسيب پذير هستند.

 جنگ های دائمی ویرانگر، شرایط نا مناسب زندگی، کمبود مواد غذایی، نداشتن زیر ساخت های توسعه ای و رفاهی، فقدان آرامش روحی و روانی به دلیل جنگ و درگیری ها و ... بخشی از مشکلات همسایگان ماست. البته از زبان خودشان بهتر می توان مشکلات و دلایل آن را شنید.

شاید با خواندن این مطلب بگویید که ما خودمان مشکلاتی داریم و مشکلات دیگران به ما ربطی ندارد. مثلا نظرات خوانندگان خبری مبنی بر پذیرش نیروی کار خارجی را در سایت تابناکhttp://www.tabnak.ir/pages/?cid=16226 بخوانید. فکر می کنم این نظرات را بیشتر مردم ایران دارند. البته من نمی خواهم بگویم که دولت ما باید به فکر توسعه دیگر کشور ها بیفتد، مردم و دولت های هر کشوری خودشان تصمیم خواهند گرفت و راه پیشرفت را خودشان می یابند.

ولی ما می توانیم سهمی در رهایی مردم این کشور ها از فقر و شرایط نا مناسب زندگی داشته باشیم.

آسانتر شدن شرایط تحصیل دانشجویان خارجی و مخصوصا مردم افغانستان در ایران، کمک دولت به گسترش آموزش و پرورش در کشور های همسایه شرقی و... نه تنها برای آن ها مفید است بلکه آرامش در کشوری مثل افغانستان و گسترش آموزش و پرورش و آموزش عالی و افزایش سطح زندگی در آنجا برای کشور ما هم می تواند مفید باشد.

در واقع ایده من این است که دانشگاه های ما و مخصوصا دانشگاه های شهر های مرزی اقدام به جذب نخبگان کشور های افغانستان و پاکستان و حتی فراهم آوردن زمینه آموزش رایگان برای آن ها کنند. از این طریق اگر آن ها به کشور خودشان برگردند موجب رشد و تعالی همنوعان و همسایگان مسلمان ما می شوند و اگر در ایران بمانند مسلما بیشتر از هزینه ای که برای آنان بشود فعالیتهایشان مفید خواهد بود.

در روزنامه دنیای اقتصاد شماره 1767 یادداشتی با عنوان " در دفاع از نیروی کار خارجي" آمده. در آنجا این سوال مطرح شده که چرا وزارت کار به کسانی که قابلیت کار دارند و از کارایی بالاتری هم برخوردارند، مجوز نمي‌دهد؟  چرا باید اقتصاد ایران را از نیروی کاری که بهره وری بیشتری دارد منع کرد؟ و در جایی دیگر می گوید: چرا ما مانند غرب فرودگاه مغزها نباشیم؟ آنها اگر مي‌توانند مغزها را جذب کنند، به خاطر آن است که نگاه تبعیض‌آمیز به خارجیان را به حداقل رسانده‌اند و به همین علت مهاجران مي‌توانند توانایی خود را در آنجا بروز دهند و موجب رشد بیشتر کشور میزبان شوند. چرا نگوییم ایران نه تنها متعلق به همه ایرانیان بل آنانی است که مي‌توانند و مي‌خواهند در آن تلاش و کوشش کنند؟