یک تولید کننده داخلی و یک تولید کننده کالای خارجی را در نظر بگیرید که با شرایط یکسان کالایی را تولید می کنند. --فرض کنید قیمت تمام شده کالایی در خارج از کشور 10 دلار باشد. بر اساس قیمت 1600 تومان برای هر دلار این کالا معادل 16000 تومان تمام می شود. ( البته قیمت ارز در بازار آزاد بالاتر از این مقدار است ولی من بر اساس تحلیلی در روزنامه دنیای اقتصاد برای تعیین نرخ بهینه، همان 1600 را در نظر می گیرم.)

  --دولت، دلار 1226 تومانی در اختیار وارد کننده قرار می دهد. حالا همان کالای 10 دلاری- به واسطه دلار ارزانی که دولت در اختیارش گذاشته- برای وارد کننده 12260 تومان تمام می شود-->یعنی 3740 تومان تفاوت قیمت تمام شده.

چه اتفاقی افتاده است؟ دولت برای یک کالای 10 دلاری تولید شده در خارج از کشور، یارانه ای معادل 3740 تومان پرداخت کرده!

حال کالایی که در داخل تولید می شود چگونه با وجود این اختلاف قیمت رقابت کند؟ کارخانه های فعال در حال حاضر با وجود نیروی کار با حقوق حداقل قانون کار 330000 تومان نمی توانند با کالاهای وارداتی که به واسطه دلار دولتی ارزان تر از بهای واقعی تمام شده رقابت کنند.( البته تضییع حقوق کارگران، شرایط سخت کاری، تاخیر چند ماهه دستمزد و ... خود مسئله دیگری است که نوشتن در اینجا ما را از بحث اصلی دور می کند.)   و نتیجه آن تعطیلی واحد های تولیدی و بیکاری بیشتر. یک سوال: دولت چگونه می تواند ارز را ارزانتر از مقدار بهینه بفروشد یا چگونه می تواند ارزش ریال را به طور مصنوعی بالا نگه دارد؟ بر اساس یک تحلیل1 وجود درآمد های نفتی این امکان را فراهم کرده است.

برای توضیحات بیشتر بخشی از یک مطلب با عنوان  سهم نرخ ارز در بحران توليد را می آورم که متن کامل آنرا می توانید با مراجه به آدرس زیر مطالعه کنید:

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=145870

" اگر نرخ برابری ریال نسبت به دلار را مبنای محاسبات خود قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که از سال 1381 تا 1387، ارزش دلار نسبت به ریال تنها 24‌درصد افزایش یافته، در حالی که شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی (شاخص تورم) در کشور ما طی همین مدت، 154‌درصد افزایش داشته است. (بر مبنای سال پایه 1376).
«این امر، که به مفهوم ارزان شدن نرخ واقعی ارز یا تقویت ریال است، نه تنها صادر‌کنندگان (کشور ما) را در صحنه رقابت در وضعیت وخیمی قرار می‌دهد، بلکه تولید‌کنندگان داخلی کالاها را نیز در مقابل وارد‌کنندگان همان کالاها، بازنده محض می‌سازد. اگر رشد قیمت دلاری کالاهای وارداتی را به طور متوسط در این سال‌ها 3‌درصد در نظر بگیریم و فرض کنیم که تولید‌کننده داخلی (به‌طور‌متوسط) 50‌درصد مواد وارداتی دارد، با یک محاسبه ساده می‌توان دریافت که هزینه تولید یک واحد (یک دلار) کالای او (طی دوره مورد بحث) 101‌درصد رشد داشته است، در حالی که هزینه واردات همان کالا برای وارد‌کننده فقط 9/48‌درصد رشد داشته است. به عبارت دیگر، تولید‌کننده داخلی در این مدت نزدیک به 50‌درصد رقابت‌پذیری خود را از دست داده است. تاسف‌آور‌تر اینکه، هرچه‌درصد ساخت تولید (و ارزش افزوده) داخلی بیشتر، یعنی واردات او کمتر بوده باشد، میزان رقابت‌پذیری او بیشتر ضربه دیده است.» 6   "

دیگران:

نرخ ارز چگونه تولید ملی، اشتغال و تورم را از کنترل خارج می کند؟

هزینه تثبیت نرخ ارز در دوره اجرای قانون یارانه‌ها

تحلیل دکتر صالحی اصفهانی از افزایش نرخ ارز

سهم نرخ ارز در بحران توليد