آقای رئیس جمهور مدل ارائه بدهید.

چند ماهی است که دنیا با بحران اقتصادی روبرو شده است و در بسیاری  از بازار ها رکود جایگزین رونق  سال های قبل شده است. این که ریشه های این بحران در کجاست من نمی خواهم در مورد آن صحبت کنم. بلکه می خواهم بگویم که آیا با پیدا شدن یک مشکل در یک سیستم آیا می توان کل آن سیستم را نفی کرد و آن را ناکارآمد پنداشت؟ و آیا صرفا نفی  یک سیستم برای کسانی که مدعی بینش خاص هستند کافی است؟

در کشور خودمان از چند وقت قبل که نشانه هایی از بحران مالی و رکود جهانی آشکار شد، به نظر می رسید مسئولانمان و مخصوصا آقای احمدی نژاد از این بابت خوشحال شده اند. آن ها البته قبل از این هم به کشور های غربی و هر آنچه به نوعی با غرب ارتباط می یابد اعتراض می کردند ولی با پیش آمدن بحران که ابتدا نشانه های آن در آمریکا دیده شد آن را مصداقی برای گفته های خود دانستند. رئیس جمهور در سخنرانی هایش وضعیت امروز را نتیجه روش های غلط نظام سرمایه داری می داند. و از بدی های نظام سرمایه داری و از نتایج ناگوار آن نطق ها می کنند و رهبرمان نیز. آقای احمدی نژاد اروپاییان را دعوت به بازگشت به ارزش های الهی می کند.

الان آنچه در بسیاری از کشور ها حاکم است یک نوع سرمایه داری مقرراتی است که در هر کشور با توجه به فرهنگ، ارزش ها، دین و ... متفاوت است بنابر این سخن گفتن از چیزی با عنوان مشخص "نظام سرمایه داری" قابل قبول نیست و اگر مشکلی در جایی وجود دارد باید همان جزئیات و مشکل خاص را معرفی و بررسی کرد. البته آمریکا بعد از این رکود و وضعیت نامناسب اکنون دارای نرخ تورم و بیکاری کمتر از ۱۰ در صد است ولی کشور خودمان نرخ تورم ۲۵ درصد و نرخ بیکاری بالای ۱۰ درصد دارد که معلوم نیست چرا مسئولانمان وضعیت خودمان را نمی بینند که اگر اکنون غرب در شرایط بحرانی است پس ما همواره در شرایط بحرانی بوده ایم.

حال بیاییم و به طور بسیار مختصر مقایسه ای با افکار سوسیالیستی سال های نیمه اول قرن بیستم، زمانی که در سال 1917 کمونسیت ها در شوروی قدرت را به دست گرفتند. آن ها نیز پایه و اساس گفته ها و شعار هایشان در نفی نظام سرمایه داری آن زمان کشور های غربی و انتقاد از شرایط نامطلوب آن ها استوار بود و حتی خود مارکس نیز راه رسیدن به جامعه بی طبقه ای که می گفت را به طور واضح و مشخص نگفته است. نقش دولت را در نظام مورد نظرش مشخص نمی کند و همچنین بدون هیچ آزمایش علمی تصویر بسیار زیبا را از آینده می دهد که با قیام کارگران و حذف طبقه سرمایه دار جامعه بدون طبقه به وقوع خواهد پیوست.

ولی در عمل دیدیم که آنچه به وقوع پیوست ضعف اقتصادی و متلاشی شدن بنیان های جوامع و نهایتا فروپاشی حکومت اکثر کشور هایی که نظام کمونیستس داشتند بود.

ما هم باید درس های تاریخ را ببینیم و نتایجی بگیریم.

با نگاه به تاریخ شوروی می بینیم که تنها نفی نظام های موجود کافی نیست. اگر شرایط بهتری را می خواهیم باید تلاش کنیم، علم بیشتری بیاموزیم و نظام جدیدی ارائه کنیم، نظامی که ارتباطات مشخص و قابل آزمون در آن باشد و با تمام جزئیات باز گو شود. نه اینکه تنها آرزو هایمان را که در قالب سیستم های موجود نمی یابیم سیستم را نا کارآمد بدانیم و بخواهیم که خارج از سیستم های موجود عمل کنیم.

بنا بر این من از رئیس جمهور درخواست دارم که به جای نشان دادن یک آرمانشهر زیبا در صورت عمل نکردن در سیستم های موجود ابتدا یک مدل ارائه بدهند. که البته ارائه دادن مدل کارامد به این آسانی نیست. چه بسا بر روی مدل های موجود سال ها دانشمندان تحقیق کرده اند و نقطه ضعف های آن را یافته اند و آن را کامل تر کرده اند.   

بررسی ریشه ها و زمینه های تورم در اقتصاد ایران طی سال های 1382 تا 1387

 

مطالب زیر نتیجه گیری(فصل چهارم) تحقیقی است که با عنوان فوق با همکاری دوستم انجام داده ام.

صفحه شخصی من در سایت irexpert  م(http://www.irexpert.ir/WebForms/ExpertPage/NewExpPage.aspx?EID=68515) . لطفا نظرات خودتان را درباره مطالب و احیانا اشتباهات و نقاط قوت و ضعف آن به من هم  اطلاع بدهید.

بررسی ریشه ها و زمینه های تورم در اقتصاد ایران طی سال های 1382 تا 1387

مجید زیرک-مهدی الهی..استاد راهنما:آقای شهبازی 

4-1 مقدمه

کشور ما سالهاست که از که از مشکلات عدیده اقتصادی رنج می برد. و هم چنین چندین بار بر اثر حوادث سیاسی ، اجتماعی ، یا تصمیمات اقتصادی متغییر های کلان اقتصادی  کشور دچار شکست ساختاری گشته است. شوک نفتی دهه پنجاه،اعتصاب ها و شورش های قبل از انقلاب ، هشت سال جنگ تحمیلی ،یکسان سازی نرخ ارز، طرح اصلاح ماده 3 برنامه چهارم توسعه(طرح تثبیت قیمت ها )، تغییرات نا منظم قیمت نفت از 8 دلار در سال های 77تا 45 دلار سال های ابتدای 87و دوباره نزول آن تا کمتر از 40 دلار در آبان و آذر 1387 و اتفاقات کوچک وبزرگ دیگر ،پدیده های بوده اند که با شدت و ضعف کمتر  یا بیشتر اقتصاد کشور را با بحران مواجه  ساخته اند . در این میان نرخ تورم یکی از مواردی بوده است که همواره فکر دولت ها را  به خود مشغول داشته است.

و همزمان با بحران های بوجود آمده ،نرخ تورم در سطوح بالا پایدار مانده است و در این مورد همواره هدف نهایی سیاست مداران رسیدن به نرخ تورم تک رقمی بوده است که با این شرایط دسترسی به آن امکان پذیر نبوده است.

تورم بالا مشکلات و پیامد های زیادی به دنبال دارد ، از جمله آنها تغییر توزیع درآمد ها در جامعه است که اکثرا توزیع درآمدها بدتر می شود زیرا در این میان با وجود این پدیده کسانی که حقوق ثابت دارند ضرر می کنند ، چون قدرت خرید درآمد های   پولی ثابت کاهش یافته است ، افراد با د رآمدهای پولی ثابت را کارگران و کارمندان تشکیل می دهند که اوضاع  درآمدی آنها بدتر می شود .

از اثرات دیگر تورم ، تاثیر آن بر رشد و توسعه اقتصادی می توان نام برد . اگر چه اقتصاد دانان، تورم ملایم یعنی رشد قیمتها در حدود 3یا 4 درصد را مضر نمی دانند و حتی آن را ضروری می دانند. ولی در اینجا منظور ما از بیان اثرات تورم ، افزایش سطح عمومی قیمت هاست که بی رویه ، مدام و مستمر باشد و گرنه بیشتر اقتصاد دانان هر نوع رشد قیمتی را تورم نمی دانند بنا بر این رشد 3یا 4 درصدی قیمت ها را تورم به حساب نمی آوریم.

وجود کلمه بی رویه در تعریفی که از تورم آمد بیانگر این مسئله است . تورم بالا و بی ثبات مقدمات رکود اقتصادی و اختلال در نظام  تخصیص قیمت ها را فراهم می آورد ، علاوه بر آن تورم بالا و بی ثبات موجب عدم اطمینان فعالان اقتصادی  و مردم خواهد شد.بدین ترتیب سرمایه گذاری بلند مدت به سمت سرمایه گذاری کوتاه مدت و فعالیت های غیر مولد و واسطه ای کشیده می شود. اثرات دیگر آن در فصل های قبل گفته شد.

4-2 بررسی فرضیه های تحقیق

هدف ما در این تحقیق بیان ریشه ها و زمینه های تورم طی 5 سال اخیر یعنی از سال 82 تا87 بوده است . برای این منظور ابتدا مروری بر تاریخ تورم در اقتصاد ایران و جهان داشته ایم تا پیش زمینه ای از تاریخ آن را یاد آوری کرده باشیم ، سپس برای بررسی ریشه ها و زمینه های آن از دید گاههای مختلف به این موضع پرداخته ایم. نتایج این تحقیق حاکی از این است که افزایش زیاد نقدینگی که برای اجرای سیاست های مختلف مثل گسترش بنگاه های زود بازده و موارد دیگرکه دولت بر آن تأکید داشت در سال های گذشته، سیاست های مالی انبساطی مثل افزایش مخارج دولت( اعم از افزایش بودجه های جاری و عمرانی)، و تحریم های اقتصادی که از طریق افزایش رابطه مبادله بر تورم تأثیر داشته است عوامل اصلی افزایش تورم در سال های اخیر بوده است.

همچنین در بلند مدت برای اینکه یک کاهش پایدار در نرخ تورم داشته باشیم اولا استقلال بانک مرکزی و اجرای سیاست هایی که منجر به تحقق اهداف تورمی شود و به تبع آن افزایش اعتبار سیاست گذاران پولی بسیار ضروری و تأثیر گذار است و ثانیا فقط با توسل به سیاست های سمت تقاضا نخواهیم توانست کاهش پایدار سطح تورم را داشته باشیم، مگر اینکه به طور موثر وکارا از ابزار های در دسترس جهت بهبود بهره وری کل عوامل تولید نیز بهره مند گردیم.(بانک مرکزی ،1385: 9)

افزایش نقدینگی تاثیر مثبتی بر تورم دارد . گرچه طی سالهای اخیر بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ تورم شکافی مشاهده می شود . که این شکاف تحت تاثیر عوامل دیگری است. با بررسی این  عوامل و کنار گذاشتن تاثیر شان، رابطه مستقیمی بین نرخ تورم و رشد نقدینگی اثبات می شود .عوامل متعددی باعث شکاف بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ رشد تورم شده است که خود این پدیده در سال های اولیه دولت نهم باعث بوجود آمدن این عقیده در بین مسئولان سیاسی کشور شده بود که سیاستهای افزایش نقدینگی و انبساط پولی و مالی هزینه های را بر جامعه تحمیل نمی کند. و با این دیدگاه و توجیه  همچنان سیاستهای انبساطی را پیگیری کردند.

بعضی از این عوامل که باعث این گسست شده اند بدین صورت بر شمرده اند: عدم استفاده از یک شاخص مناسب قیمت که نشان دهنده تغییرات قیمت تمامی کالا ها و خدمات مصرفی باشد، به همراه کاهش نرخ تعرفه های وارداتی ،رونق بورس اوراق بهادار و استمرار بهبود قیمت نفت طی سالهای گذشته و همچنین اداره بررسی های اقتصادی پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی یکی از عوامل این گسست را نحوه شکل گیر ی  انتظارات تورمی فعالان اقتصادی معرفی کرده است (بانک مرکزی ،1385: 22) اما در هر حال رابطه بلند مدت بین تورم و تغییر سطح سطح نقدینگی بر قرار است و هم اکنون به اذعان بسیاری از مقالات کشور سیاستهای پولی انبساطی بر افزایش اخیر نرخ تورم بیشترین تأثیر را داشته است.

حال به نظر ما در بررسی این موارد سوالی پیش می آید که چرا نرخ نقدینگی به این شدت افزایش یافته ؟ 39.4درصد رشد نقدینگی در سال 85 ، با وجود اینکه مقالات و کارشناسان بانک مرکزی دائما در گزارش هایشان به این اذعان داشته و گاها هشدار داده اند،شاید بتوان ریشه آن را در عدم استقالال بانک مرکزی در انخاب ابزارهای سیاستی جستجو کرد.  سوال دیگر که آیا این میزان رشد نقدینگی برای کشور ضرور ی است؟

و دهها سوال دیگر که در حل مسئله تورم و تعدیل نرخ تورم باید به آن توجه داشت.

مسئله دیگر که مهم تر از مباحث قبلی است توجه به تولید و بخش عرضه است. آنچه در بلند مدت باعث کاهش سطح تورم و نزول آن به نرخ های پایین و با ثبات خواهد شد تقویت بخش عرضه اقتصاد و به تبع آن افزایش تولید است.

تورم بالای چند سال اخیر مشکلات بخش عرضه وتولید کشور را به خوبی نشان می دهد و این نرخ تورم بالا حکایت از آن دارد  که در ایران با افزایش نقدینگی تولید به همان نسبت افزایش نیافته است.

وجود تنگناهای ساختاری اقتصاد کشور نیز همانطور که اشاره شد یکی از موانع اصلی رسیدن به اهداف اقتصادی می باشد .بنابراین به اذعان بسیاری از اقتصاد دانان ، اقتصاد کشور ما بیمار است. ساختار اقتصاد کشور دچار مشکل است و تا این ساختار اصلاح نشود همچنان با مشکلات مشابه ای روبرو خواهیم شد .

تورم علاوه بر سیاستهای نادرست اقتصادی مانند بکار گیری بیش از حد ظرفیت و نا بجا ی سیاست های انبساطی پولی و مالی معلول شرایط دیگری مثل مشکلات ساختاری (گسترش نا متوازن و نا هماهنگ بخشهای مختلف اقتصاد )تولید و بخش عرضه می باشد .

و اکنون گرچه افزایش نقدینگی یکی از علل اصلی افزایش تورم بوده است ولی در کنار آن ، این اتفاق تا حدودی مشکلات بخش تولید و نیز گسترش نا هماهنگ بخش های مختلف را عیان کرده است

4-3 پیشنهاد راه حل:

امروز برای رفع تورم باید راه حل هایی را برگزینیم که در بلند مدت تأثیر گذار باشند و در نهایت به کاهش پایدار تورم بیانجامند.

دولت ها در ایران بیشتر مواقع  اهداف کوتاه مدت را ترجیح داده اند . همانطور که قبلا مشاهده کرده ایم اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی در مورد تورم طی چند سال اخیر تحقق نیا فته است. به عنوان مثال نرخ تورم در سال 1386 با احتساب سال پایه 1383=100 معادل18.4 درصد بوده است در صورتی که هدف برنامه چهارم (1381=100) ،9.1 درصد بوده است همچنین هدف برنامه چهارم (1381=100) برای سال 1387 برابر 7.9 درصد می باشد که عملکرد 12 ماهه منتهی به آبان 87 (1383=100) برابر 24.3 بوده است.(نماگر های اقتصادی،سال های مختلف)

 در اینجا باید بیان کرد که یا برنامه ی چهارم  توسعه اقتصادی ، اجتماعی،فرهنگی با توجه به شرایط کشور قابل اجرا نیست یا دولت در اجرای آن ناتوان بوده است .  

همچنین در سال1384 ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه توسط مجلس هفتم تغییر یافت به امید اینکه در آرامش کوتاه مدت ایجاد شده اقتصاد کشور و مخصوصا دولت که بخش بزرگی از آن است بخش های مختلف خود را اصلاح کرده و بهره وری سرمایه و نیروی کار در کشور افزایش پیدا کند . اما همه این الزامات که مجلس هفتم در اصلاحیه خود (طرح مهار تورم ) به آن تأکید داشت در حد توصیه بود و عملا به غیر از تعیین دستوری قیمت برخی کالا ها و خدمات که توسط دولت  باید اجرا می شد برنامه مدونی برای اجزای دیگر طرح مورد اشاره (بهره وری و . . . .)تعیین نشده بود به این ترتیب منتقدان آن گفته اند یک برنامه 5 ساله به یک برنامه یک ساله تبدیل شد.(مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی،1383: 23)

بر خلاف سال های قبل در سال 86 و87 مسئولان دولت اعلام کردند که نقدینگی بالا عامل اصلی تورم بوده است.(فرزین،30/8/1387) و مسئولان بانک مرکزی نیز در دو سال اخیر سیاست های انقباضی پولی شدیدی را در پیش گرفتند. ولی این نوع برخورد توصیه نمی شود زیرا بر تولید اثرات نامطلوب دارد و در عوض تدوین یک برنامه بلدمدت برای کاهش پایدار تورم و در ابتدا تلاش برای کاهش بی ثباتی تورم پیشنهاد می شود. عمل به برنامه های 5 ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دادن اختیارات بیشتر و استقلال بیشتر به بانک مرکزی برای اجرای سیاست های پولی، لزوم پیگیری نظام هدف گذاری تورم و اجرای آن توسط نهاد های مختلف، بر طرف کردن موانع تولید اعم از موانع قانونی که باید توسط مجلس بررسی و برطرف شود از دیگر مواردی است که در بررسی و حل مشکل تورم توجه به آن ها ضروری است.

از استقلال تا اضمحلال اقتصادي

مقاله زیر در روزنامه دنیای اقتصاد،شماره ۱۷۹۱ آمده است. شاید  شما وقتی که از اخبار می شنوید که زیمبابوه تورم یک میلیون درصدی دارد  و دچار شرایط نامناسب اقتصادی است، یک پیش داوری راجع به فقر و بی سوادی و کمبود منابع و... این کشور در ذهنتان به وجود آید. اما این مقاله نگاهی متفاوت دارد. و البته حقیقتی که با پیش داوری های ما همخوانی ندارد. این که عامل مهم نابسامانی اوضاع زیمبابوه کمبود منابع، فقر و بی سوادی مردم، عدم استقلال و.. نبوده بلکه دلیل دیگری باید برای آن جستجو کرد.

به بهانه نابودي پول ملي ‌زیمبابوه

از استقلال تا اضمحلال اقتصادي

محمدصادق الحسینی
واحد پولی زیمبابوه برای حداقل یکسال به حالت تعلیق درآمد.

این خبری است که وزیر اقتصاد زیمبابوه به‌صورت رسمي‌اعلام کرده است.هرچند که دلار زیمبابوه از اواخر 2008 و بعد از آزاد اعلام شدن مبادله هر واحد پولی دیگر، عملا در جریان مبادلات مردم زیمبابوه جایی نداشت، اما اعلام رسمي‌تعلیق واحد پولی یک کشور که به‌قول وزیر اقتصاد‌اين کشور «به دلیل مرگ واحد پولی زیمبابوه از سال 2008 به بعد اتخاذ شده»، اقدامي‌است که جای توجه ویژه و پرداختن بسیار دارد.
ممکن است با شنیدن‌اين خبر مطالب گوناگونی در ذهن مخاطب تداعی شود؛ از جمله‌اين مفاهیم آشنا و پرکاربرد در فضای سیاسی و روشنفکری جامعه ايران، اين است که زیمبابوه کشور فقیری است، مردم ضعیف و بی‌سوادی دارد، در سیر روند تاریخ خود از زمان‌های دور بد اقبال بوده، از استقلال برخوردار نبوده و استثمار و سلطه بیگانگان‌اين کشور را به فلاکت کشانده، با توصیه نهادهای بين‌المللی به‌اينجا رسیده، سیاست‌های مردمي‌نداشته، زمام‌داران مردمي‌نداشته، سرمايه‌داران بی‌درد در‌اين کشور زمام امور را در دست داشته‌اند وغيره.
اما هیچ کدام از موارد فوق قرین واقعیت نیست.
زیمبابوه یکی از مهم‌ترين کشورهای دارای منابع طبیعی معدنی است(با دارا بودن معادن طلا، آهن، پلوتونیوم، مس، ذغال سنگ، پنبه نسوز، نیکل و ...)، نرخ بیسوادی پایینی دارد، تا قبل از اعلام استقلال در سال 1980 و حتی تا 1990 رشد اقتصادی ملایم و نسبتا قابل قبولی داشته،
حداقل از 1980 از استقلال کامل برخوردار بوده، به هیچ کدام از توصیه‌های سازمان‌های بين‌المللی وقعی نمي‌نهد و بالاخره مارکسیست- مائوئیست معروف و مبارزي ریاست جمهوری‌اين کشور را در دست دارد که از مردمي‌ترین روسای جمهور تاریخ (حداقل در آن زمان) محسوب مي‌شود.
اين محبوبيت تا بدان حد بود كه در سال 1980 پس از رسيدن وي به قدرت، هلهله‌اي در جامعه روشنفكري دنيا برپا شد.اما هیچ کدام از ‌اينها نتوانست به رشد و حرکت رو به جلوی زیمبابوه بینجامد، چرا كه كنار گذاشتن قوانين علمي اقتصاد موجبات حرکت قهقرایی و سقوط آزاد اقتصاد‌ اين کشور را فراهم كرد.کشوری که در سال 1980 درآمد ناخالص ملی(GNI) در حدود 5/8‌ میلیارد دلار آمریکا، تورم 7درصد و رشد اقتصادی 14‌درصد با زیرساخت‌هایی توسعه یافته داشته، هم اكنون و در سال 2008 درآمد ناخالص ملی برابر 2‌میلیارد دلار با تورم 231‌میلیون درصدی، رشد اقتصادی منفی سه و شش دهم درصدی، نرخ بیکاری بیش از 94‌درصد، توليد سرانه داخلي تنها 500دلاري با اقتصادي ويران، جامعه‌اي از هم فروپاشيده والبته ارتشي قدرتمند دارد.
اين ميراث موگابه و سياست‌هاي دولت‌گرا و سوسیالیستی-مارکسیستی اوست. این در حالی است که کشورهای همسایه زیمبابوه، همانند آفریقای جنوبی و بوتسوانا توانستند در همین مدت با تاریخی نسبتا مشابه و وقایعی تقریبا یکسان با زیمبابوه، اقتصاد خود را به پیش ببرند، به جرگه کشورهای توسعه یافته وارد شوند، فقر و فلاکت را کاهش دهند و رفاه و آسایش را برای مردم خود به ارمغان آورند.
خصوصا مقایسه زیمبابوه با آفریقای جنوبی و موگابه با ماندلا بسیار درس آموز و عبرت سوز است. به طوری که آفریقای جنوبی با تکیه بر علم اقتصاد، درآمد ناخالص ملی خود را چهار برابر افزايش داده، در حالي كه درآمد ناخالص داخلي زيمبابوه به يك چهارم كاهش يافته است.در راستای سیاست‌های پولی انبساطی، زیمبابوه تا به حال 3 مرتبه صفرهای جلوی اسکناس‌های خود را حذف کرده است، اما همگان مي‌دانند که بدون اصلاح سیاست‌های نادرست اقتصادی، حذف صفر از اسکناس‌ها دردی را دوا نمي‌کند! تا آنجا که وزیر اقتصاد‌ اين کشور مجبور مي‌شود پول‌ اين کشور را رسما حذف کند.‌جالب است ذكر شود كه همه اين اقدامات نابخردانه در راستاي دغدغه استقلال‌خواهي و استقلال‌طلبي صورت گرفته است.
اقداماتي كه نه تنها نتوانست براي زيمبابوه استقلال را به ارمغان آورد، بلكه اين كشور را مجبور به پذيرش واقعيت تلخ ديگري، يعني تعليق پول رسمي خود، كه يكي از اركان استقلال هر كشور به شمار مي‌آيد، كرد. اين بيش از هر چيز نشان از اين دارد كه استقلال امري با لذات نيست كه با مطرح كردن شعار به دست آيد، بلكه محصول اقدامات صحيح اقتصادي، تعامل با دنيا، احترام گذاشتن به علم و مستحكم كردن پايه‌هاي اقتصادي هر كشور است. به نظر مي‌رسد زيمبابوه امروز بيش از هر زمان ديگري بايد دل نگران استقلال از دست رفته خود باشد.
حذف پول ملي در شرايط فعلي اقتصاد زيمبابوه البته از چند جهت مي‌تواند مفيد باشد، اولين و مهم‌ترين آنها اين است كه باعث مي‌شود تا دولت اين كشور همچون دهه‌هاي گذشته نتواند اقدام به چاپ پول بدون پشتوانه (پولی که بدون وجود ذخایر ارزی و ذخایر طلا و صرفا با امضای رييس دولت چاپ مي‌شود) نماید.‌ اين امر به‌نوبه خود موجب خواهد شد تا دولت در مضیقه قرار گيرد و مجبور به اصلاح سیاست‌های نادرست سوسیالیستی- مارکسیستی خود شود. بنابراین هرچند شنیدن ‌اين چنین خبری تاسف بار است، اما مي‌توان به اصلاح سیاست‌های نادرست اقتصادی در زیمبابوه حتی با وجود تصميم‌ساز سوسیالیستی همچون موگابه امیدوار بود.گویا قهرمانان ملی دیروز و جویندگان آرمان شهرهای سترگ، باید فقر و فلاکت مردم را به چشم ببینند و جباريت واقعيت را از نزديك احساس كنند تا به اصلاح سیاست‌های نادرست و در پیش گرفتن سیاست‌های صحیح اقتصادی و منطبق بر علم اقتصاد روی آورند.
پانوشت: تمامي آمارها از UNDP و در پاره‌اي از IMF اتخاذ شده است.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 1791، 17/2/88

اصطلاحات اقتصادی  Economics Terminology

برتری مطلق(مزیت مطلق): توانایی تولید یک کالا با بکار بردن نهاده های کمتر نسبت به تولید کنندگان دیگر

مزیت نسبی: توانایی تولید یک کالا با هزینه فرصت پایین تر در مقایسه با سایر تولید کنندگان(ترجمه)

منبع۱: http://econfree.wikidot.com/economics-terminology

خط اعتبار: بیشترین مقدار پول در دسترس برای یک وام گیرنده که با شرایط ویژه ای از بانک وام بگیرد. منبع۲: http://www.mortgage101.com/article/economic-terminology

 

 

مقایسه مجموع مصارف انرژی در ایران و چند کشور جهان- انواع مصارف انرژی

http://www.eia.doe.gov/cabs/index.html

انواع مصارف انرژی در هند

انواع مصارف انرژی در کانادا

مصارف انرژی در قطر

انواع مصارف انرژی در اوکراین

 

منبع: http://www.eia.doe.gov/cabs/index.html

منبع(نمودار مربوط به ایران): http://www.eia.doe.gov/cabs/Iran/Background.html

 توضیح: Hydroelectric power: نیروگاه های برق آبی

 


Forest Flowers

برای اینکه یه تنوعی باشه اینم تصویر چند تا گل قشنگ

 

سخنرانی آقای احمدی نژاد در اجلاس دوربان2 و اقدام توهین آمیز تعدادی از هیات های نمایندگی کشور های ارو

دیروز آقای احمدی نژاد در اجلاس ضد نژاد پرستی در سوئیس به سخنرانی پرداخت. ایشان از تاریخ کشور های غربی و نژاد پرستی های قرن های گذشته در این کشور ها، ساختار نا عادلانه شورای امنیت و حق وتو، حمله آمریکا به عراق و افغانستان، دلایل بحران های جهانی و بحران مالی ، لزوم توجه به ارزش های الهی و انسانی و موارد دیگری و همچنین از هولوکاست و نژادپرستی رژیم صهیونیستی سخن گفت. وقتی که آقای احمدی نژاد شروع به صحبت در مورد اسرائیل کرد و آن را بدترین شکل نژاد پرستی دانست عده ای از افراد حاضر، جلسه را به نشانه اعتراض ترک کردند. که البته از قبل نیز برخی از دیپلمات ها تهدید کرده بودند که در صورت مطرح شدن این موضوع جلسه را ترک خواهند کرد. برخی از کشور ها مثل آلمان و هلند و آمریکا و اسرائیل و .. هم در این همایش شرکت نکرده بودند.

 متن كامل سخنراني احمدی‏نژاد در اجلاس دوربان

فیلم- بخشی از سخنرانی آقای احمدی نژاد در مورد رژیم صهیونیستی و ترک جلسه توسط برخی از شرکت کنندگان اروپایی http://www.youtube.com/watch?v=5hlxvMYu28Y

 به نظر می رسد آقای احمدی نژاد با لحن تندی کشور های غربی را مورد خطاب قرار داده بود و آن ها را به نژاد پرستی در قرن های گذشته و حال متهم کرده و ساختار شورای امنیت را باعث یک نوع تبعیض قانونی دانست. همچنین بخش زیادی از سخنان احمدی نژاد مربوط به نژادپرستی رژیم اسرائیل بود.

 قابل درک است که چنین سخنانی به مذاق سران برخی کشور های اروپایی که مورد خطاب قرار می گرفتند خوش  نیاید ولی ترک این اجلاس توسط برخی از آن ها اقدامی توهین آمیز و ناشایست است. هرچند که بعضی از حاضران نیز در تأیید و حمایت از سخنان رییس جمهور برای ایشان دست زدند. گرچه شخصا با بسیاری از سیاست های آقای احمدی نژاد و دولت نهم موافق نیستم و سیاست های اقتصادی ایشان را ناکارآمد می دانم ولی در اینجا از آقای احمدی نژاد دفاع می کنم. کشور های اروپایی که در این اجلاس شرکت نکرده اند و آنهایی که جلسه را ترک کردند خوب است بدانند که سخنان احمدی نژاد هم نماینده نوع دیگری از تفکر و بینش در سطح جهان است و با رویگرداندن ازآن و انکار این مسائل نمی توان از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرد. آیا نژاد پرستی فقط در کشور های غیر از اروپا و آمریکا اتفاق می افتد؟ همچین ناعادلانه بودن ساختار تصمیم گیری در شورای امنیت بر کسی پوشیده نیست.

ولی با این حال من به رییس جمهورمان هم انتقاداتی را وارد می دانم. ایشان باعث و بانی همه مشکلات و نابسامانی ها و معضلات امروز جهان را در کشور های دیگر و مخصوصا اروپا و آمریکا جستجو کرده است و به خودمان و کشور های مانند خودمان توجهی نکرده. انگار که کشور ما و امثال ما در این زمینه هیچ مشکلی نداشته و ندارد. آلبته ما در آموزه های دینی و اخلاقی مان هم داریم که اول باید عیب خودمان را بشناسیم و اصلاح کنیم و و در واقع به خودمان هم نگاهی بیندازیم. اگر بخواهیم تارخ کشور ها را بررسی کنیم حکومت های کشور خودمان هم در طول تاریخ دست به اعمال نادرستی زده اند و در حال حاضر هم نمی توان ادعا کرد که هیچ مشکلی نداریم. و همچنین پرداختن بیش از حد آقای احمدی نژاد به اسرائیل ایشان را از سایر مناطق و کشور های جهان مثل پاکستان و درگیری های دائمی قوم و قبیله ای و مذهبی در آن و کشور های دیگر غافل کرده است که این نوع برخورد متفاوت با مسائل مشابه زمینه را فراهم می کند تا از چشم بعضی از مردم جهان این گفته ها بیشتر یک نوع خصومت شخصی آقای احمدی نژاد با رژیم صهیونیستی تلقی شود.

همچنین ایشان در این اجلاس راه حل معینی برای مشکلات مطرح شده ارائه نکرد و سخنرانی شان مثل همیشه نصیحت گونه و فاقد راه حل اجرایی مناسب. البته ایشان گفته است که برای حل بحران اقتصادی جهان برنامه ای ارائه خواهد کرد ولی موضوع اصلی مبارزه با نژاد پرستی است. گرچه در کل باید این جسارت رئیس جمهور را در اعتراض به وضع موجود و تلنگر زدن به کشور های قدرتمند ستود ولی فقط سخنرانی تنها نمی تواند کافی باشد. ایشان بار ها چنین سخنانی را مطرح کرده اند و حال باید بررسی کنند و ببینند که این سخنان و اعتراض ها چقدر نتیجه داشته است و چه نوع بازخورد هایی.